April 15, 2017 at 06:01PM

April 15, 2017 at 06:01PM

نویسنده:Zhuanتاریخ:۲۶ فروردین ۱۳۹۶دیدگاه:بدون نظربازدید:353

@zhuanchannel
حقوقي ها يك اصطلاح دارند، به آن مي گويند :
" مقتضاي ذات " .

مثلا وقتي مي گوييم مقتضاي ذات عقد بيع، تملك است يعني به طور مثال
شما نمي تواني يك خودكار را به يك نفر بفروشي و بعد بگويي من اين را به تو مي فروشم به شرط آنكه مالكش نشوي. لازمه ي خريد و فروش، انتقال مالكيت است.
پس مالك شدن مقتضاي ذات عقد بيع است.

اينها را گفتم كه بگويم امروز به مقتضاي ذات " دوستي " فكر مي كردم كه چيست ؟
چه چيز را از دوستي بگيريم، دوستي، دوستي نيست؟

جواب قاطع من " خود واقعي را زندگي كردن است .
" آدم بايد در دنياي رفاقت، خودش باشد، همينكه مجبور شد سياست ورزي كند، تصنعي رفتار كند يا مصلحت هزار چيز ديگر را بسنجد، ديگر خودش نيست.
خودش كه نباشد، مقتضاي ذات دوستي از بين مي رود. مقتضاي ذات كه از بين برود، دوستي هم ديگر دوستي نمي شود كه بشود …

از خودم مي پرسم چه بايد بكنم تا مواظب دوستيهايم باشم ؟ پاسخ مي دهم، بايد در برابرشان خودم را زندگي كنم
و به آنها هم مجال بدهم، با من خودشان باشند.

بي تكلف و آزاد و رها، خودشان باشند …
@sheidayiii
#مريم_عندليب
مجله هنرى ژوان

برچسب ها: ,

دیدگاه

دیدگاه خود را ارسال کنید