August 4, 2017 at 11:19PM

August 4, 2017 at 11:19PM

نویسنده:Zhuanتاریخ:۱۳ مرداد ۱۳۹۶دیدگاه:بدون نظربازدید:1,000

@zhuanchannel
ساعت سازی بود که ساعت نیز تعمیر می کرد.
روزی مردی با ساعت خرابی وارد مغازه شد.گفت:«ساعتم خراب شده فکر می کنید که می توانید درستش کنید؟» ساعت ساز جواب داد:«خوب؛ البته سعی خودم را می کنم.»مرد گفت:«متشکرم اما این ساعت برای من خیلی ارزشمند است.»و ساعتش را برداشت و رفت.
بعد از او مرد دیگری وارد مغازه شد و گفت:«ساعتم کار نمی کند اما اگر این چیز کوچک را اینجا بگذاری و آن یکی را هم اینجا، مطمینم مثل روز اولش کار می کند.»ساعت ساز چیزی نگفت. ساعت را گرفت و همان کاری را کرد که مرد گفته بود.
ظهر نشده بود که مرد دیگری وارد مغازه شد.ساعتش را گذاشت و گفت:« یک ساعت دیگر بر می گردم تا ببرمش.» این را گفت و مغازه را ترک کرد.

قبل از اینکه مغازه تعطیل شود؛ چهارمین مرد وارد مغازه شد.گفت:
«قربان ساعتم کار نمی کند.من هم چیزی راجع به تعمیر ساعت نمی دانم لطفا هروقت آماده شد خبرم کنید.»

به نظر شما از میان چهار مرد که به مغازه آمدند؛ کدام یک ساعتشان تعمیر شد؟

ما اغلب مشکلاتمان را نزد خدا می بریم
و در باز گشت آنها را باخود بر می گردانیم.
گاهی برای خدا تعیین می کنیم که چگونه گره از کار ما بگشاید.
برای خدا زمان تعییین می کنیم که تا چه زمانی باید دعای ما را برآورده سازد.

درست مثل مرد آخرکه به ساعت سازی آمد.
باید مشکل را به خدا واگذار کنیم.
او خود پس از حل آن ما را خبر میکند
مجله هنرى ژوان

برچسب ها: ,

دیدگاه

دیدگاه خود را ارسال کنید