February 28, 2017 at 12:05PM

February 28, 2017 at 12:05PM

نویسنده:Zhuanتاریخ:۱۰ اسفند ۱۳۹۵دیدگاه:بدون نظربازدید:328

@zhuanchannel
دیروز داشتم می رفتم خونه مادر خانمم … هانا گفت منم میام ….لباس عروس تنش بود و یه طور سفید هم رو سرش ، فرصت تعویض لباس نداشتم … بهش گفتم همون جوری بیاد … یه دم پایی پاش کردم رفتیم پایین … دم ماشین که رسیدیم درب عقب باز کردم که هانا سوار بشه اومد سمت من گفت " دولا شو " گفتم جانم …
گفت " دولا شو دست بزار روی سینه ات مگه نمی دونی من پرنسس ام " فهمیدم منظورش تعظیم کردنه .
.تعظیم کردم و سوارش کردم .
توو ماشین بهش گفتم این حرکت دولا شدن .
اسمش تعظیم کردن هستش .
هانا کمی فکر و گفت بابا : تعظیم یعنی چی ؟ …..
منم که نمیدونستم چی باید بگم گفتم یه جور احترام گذاشتن و سلام کردنه به کسانی که خیلی دوستشون داریم و آدمهای بزرگی هستند …..گفت برای همین پرنس به سیندرلا تعظیم میکنه چون خیلی دوستش داره …. منم که مشغول رانندگی بودم … گفتم آره بابا .

کمی فکر کرد و خیلی جدی گفت: پس چرا تو هیچوقت به مامانم تعظیم نمی کنی ؟
#آرش_پیرزاده
www.7tag.blogsky.com
مجله هنرى ژوان

برچسب ها: ,

دیدگاه

دیدگاه خود را ارسال کنید