January 13, 2020 at 02:00PM

January 13, 2020 at 02:00PM

نویسنده:Zhuanتاریخ:۲۳ دی ۱۳۹۸دیدگاه:بدون نظربازدید:214

@zhuanchannel
مورچه‌ها هیچ‌چیز راجع به ما آدم‌ها نمی‌دانند، یا لااقل راجع به ماهیّت‌مان. برای همین هم دسته‌جمعی -در کنار هم یا به‌قطار- بی‌خیال و بی‌محابا در طول و عرض پیاده‌رو راه می‌روند بی‌هیچ نگرانی ازین‌‌که قدم‌های آدمی‌زادِ عابری که نمی‌بیندشان، هر لحظه ممکن‌است چندین نفر از جمعیتشان بکاهد.

به نظر ما آدم‌ها این مرگِ مُفت، به‌راحتی اجتناب‌پذیر است.
می‌توانند بی‌دردسر از بغل دیوار بروند.
ولی مسئله همان‌است که گفتم:
«چیزی از ماهیت ما و قدم‌زدنمان نمی‌دانند».

لابد سایه‌ی هر کفشی که بالای سرشان می‌افتد، خیال می‌کنند سایه‌ی ابری‌ست، یا کسوفی یا شبی!

و خب کدام عاقلی‌ست که بخاطر احتمال مرگی گریزناپذیر بماند توی خانه یا گوشه‌ی دیوار؟!
مثل ما که هیچ شبی را خالی از احتمال زلزله نمی‌دانیم و هرشب هم خیلی راحت می‌خوابیم.
گاهی که به این بی‌محابا زیستنِ خودمان ‌ و فقدان ومرگ و نیستی فکر می‌کنم، با خودم می‌گویم انگار ما هم مورچگان دنیایِ آدم‌های خیلی بزرگ‌تری هستیم که هیچ‌چیز راجع به آنها نمی‌دانیم.

#محمدجواد_اسعدی
@gharar_5shanbeha
مجله هنرى ژوان

برچسب ها: ,

دیدگاه

دیدگاه خود را ارسال کنید