January 18, 2017 at 10:22PM

January 18, 2017 at 10:22PM

نویسنده:Zhuanتاریخ:۲۹ دی ۱۳۹۵دیدگاه:بدون نظربازدید:446

@zhuanchannel
شده يه گلدون خيلي خيلي خوشگل توو گل فروشي ببينيد و بي دليل ازش خوشتون بياد. ناخود آگاه بريد تو مغازه و با اون گلدون بياييد بيرون؟

روز اول يه حس خيلي خوب داريد. همش به گل هاي خوشگل اون گلدون فكر ميكنيد و اينكه چه فكر خوبي كرديد. يه كم كه ميگذره گلهاش پلاسيده ميشه شمام كم كم يادتون ميره بهش آب بديد بهش توجه كنيد بذاريدش جلوي آفتاب و … اين كار باعث ميشه اون گل هر روز ضعيف و ضعيف تر بشه تا جايي كه شما ديگه دوستش نداشته باشيد ديگه قيدشو بزنيد و حتي ديگه بهش آب هم نديد.

يه روز كه اتفاقي از كنارش رد ميشيد ميبينيد گياه زيباي شاداب دوست داشتنيتون كمرش شكسته و شمام اونو ميندازيد توو سطل آشغال كه با ديدنش عذاب وجدان نگيريد.

رابطه هاي امروزي هم حكايت همين گلدونه.
يه نفر رو مياريم تو زندگيمون اولش خوشحاليم بعدش بهش بي توجهي ميكنيم بهش اهميت نميديم ديگه مثل روز اول قدرشو نميدونيم و اون تغيير ميكنه واسه موندنش نميجنگيم پاش واي نمي ايستيم و خوب اونم مسلما كمرش ميشكنه.

ماهم واسه اينكه عذاب وجدان نگيريم از ديدن اون آدم با همون حال و اوضاع رهاش ميكنيم بين يه عالمه آدماي جور واجور.

اون آدم بعد شما زنده ميمونه ولي ديگه زندگي نميكنه.

#مينانسيمى
مجله هنرى ژوان

برچسب ها: ,

دیدگاه

دیدگاه خود را ارسال کنید