January 24, 2017 at 02:27PM

January 24, 2017 at 02:27PM

نویسنده:Zhuanتاریخ:۵ بهمن ۱۳۹۵دیدگاه:بدون نظربازدید:745

@zhuanchannel
مناسبتی شده ایم. بی مناسبت حتا باهم قرار هم نمیگذاریم. قرارهایمان، کارهایمان، حال و هوایمان بستگی به تقویم دارد. بلد نیستیم جور دیگری زندگی کنیم. اگر بیفتیم توی یک جزیره و شنبه و جمعه و پاییز و بهارمان را گم کنیم و به اینترنت دسترسی نداشته باشیم که بدانیم جاهای دیگر جهان چه خبر است، من مطمئنم کاری برای انجام دادن پیدا نمی کنیم. چون رسم و رسوماتی و مناسبتی شده ایم. تقویم اگر سیاه شود سیاه میپوشیم! تقویم اگر نو شود همدیگر را بغل میکنیم و به هم تبریک میگوییم. حرفهایی که در هر جمعی میزنیم، حرفهایمان در فضای مجازی، حال و هوایمان مخصوص اتفاقات مهم روز است. گیر اینیم که امروز جمعه است یا سه شنبه! ما فقط بلدیم با بهار زنده شویم و با تابستان تفریح کنیم و با پاییز بگرییم و با زمستان بی نفس راکد بمانیم. بلد نیستیم مثل طبیعت در زمستان گر بگیریم و در تابستان بارانی شویم. بلد نیستیم در پاییز گل بدهیم و در بهار خزان کنیم. بلد نیستیم غروب جمعه دلگیر نباشیم.
دارم فکر میکنم چقدر شبیه ربات های از پیش برنامه ریزی شده ایم.
انگار یک مهندسی در ذهنمان برنامه نویسی کرده به این صورت که:
پنجشنبه ها خوشحال باش
جمعه ها دلگیر
زمستان بی برگ و بی حال باش
تابستان پرنشاط
وقتی کسی مرد پایت را بگذار روی پدال ترمز زندگی
وقتی کسی آمد توی زندگی ات گازش را بگیر که فورن تا تهش بروی
تا دیدی هر اتفاقی دارد مهم میشود، خودت را به نحوی قاطی ماجرا کن
هر موجی آمد همراهش برو
هرکس کار بدی کرد مرده باد بگو
و هرکس کار خوبی کرد ازش قهرمان بساز و زنده باد بگو
و در برنامه ای که برایمان نوشته شده قید نشده اگر به کسی تا دیروز زنده باد میگفتی مرده باد نگو!
قید نشده به حال خودت نگاه کن نه به بقیه
قید نشده به آدمهای اطرافت توجه کن نه به تقویم
داشتم فکر میکردم قوانین نانوشته بیشتر اسیرمان کرده اند تا قوانین نوشته
ما اسیر چیزهایی هستیم که نمیدانیم چیست
و من چقدر دلم آزادی میخواهد و آزادگی
از قید و بند موج ها و بادها!
#مانگ_میرزایی
@maangmirzaei
مجله هنرى ژوان

برچسب ها: ,

دیدگاه

دیدگاه خود را ارسال کنید