January 8, 2018 at 06:21PM

January 8, 2018 at 06:21PM

نویسنده:Zhuanتاریخ:۱۸ دی ۱۳۹۶دیدگاه:بدون نظربازدید:435

@zhuanchannel
بزرگمهر حکیم در کشتی نشسته بود که طوفان شد. ناخدا گفت: دیگر امیدی نیست و باید دعا کرد.
مسافران همه نگران بودند اما بزرگمهر آرام نشسته بود. گفتند: در این وقت چرا این گونه آرامی؟
او گفت: نگران نباشید زیرا مطمئنم که نجات پیدا می کنیم.

سرانجام همان گونه شد که او گفته بود و کشتی به سلامت به ساحل رسید. مسافرین دور بزرگمهر حلقه زدند که تو پیامبری یا جادوگر؟از کجا می دانستی که نجات پیدا می کنیم؟

بزرگمهر گفت: من هم مثل شما نمی دانستم.
اما گفتم بگذار به اینها امیدواری بدهم.
چرا که اگر نجات نیافتیم دیگر من و شما زنده نیستیم که بخواهید مرا مواخذه کنید.

امید هیچ آدمی رو ازش نگیرید
مجله هنرى ژوان

برچسب ها: ,

دیدگاه

دیدگاه خود را ارسال کنید