July 23, 2018 at 12:30PM

July 23, 2018 at 12:30PM

نویسنده:Zhuanتاریخ:۱ مرداد ۱۳۹۷دیدگاه:بدون نظربازدید:338

@zhuanchannel
پیوند مغز با دمپایی قهوه‌ای

ما ایرانی‌ها خیلی دوست داریم حس کنیم سرمان خیلی شلوغ است.
تا اینجای کار مشکلی نیست. مشکل از آنجا شروع می‌شود که دوست
داریم این حس سر شلوغی را وسط خیابان در چشم بقیه هموطنان‌مان هم
فرو کنیم.

مثلاً موقع رانندگی؛ هنوز چراغ راهنمایی خودش متوجه نشده که تغییر
رنگ داده، طرف چنان پشت سر آدم بوق می‌زند که انگار اگر چند صدم
ثانیه دیرتر به جراحی پیوند مغزش برسد، مریضش می‌رود توی کما.

وقتی هم به او اعتراض می‌کنی که چرا بوق می‌زنی، می‌گوید «یک
ساعته ما رو علاف کردی!» و بعدش چند بار حرف «ک» را تلفظ
می‌کند که آدم به خاطر فاصله بین دو ماشین ترجیح می‌دهد متوجه جانِ
کلامش نشود.

بعد همان آدم کنار سوپرمارکت‌، در حالی‌که کلی جای پارک خالی وجود
دارد ماشینش را دوبله و کج جوری پارک می‌کند که هیچ ماشینی رد
نمی‌شود.

ناگفته نماند حالت ایده‌آل این است که در این شرایط صدای ضبط بلند
باشد و شیشه‌ها هم پایین.

بعد طرف از ماشین با عجله می‌پرد پایین و می‌دود سمت مغازه و یک
آب معدنی می‌خرد و می‌آورد.
وقتی به او اعتراض می‌کنید که چرا راه را بند آورده‌ای، می‌گوید «
داداش عجله داشتم! حالا دو ثانیه رفتم پایین اومدم دیگه!» و بعد دوباره
همان ترکیب جادویی حروف «ک» و «ش» را خیلی مبهم بیان می‌کند که
به خاطر صدای بلند ضبط صوت قابل تشخیص نیست.

این یک طرف قضیه است، اصل ماجرا آنجاست که وقتی وارد یک اداره
می‌شوید ممکن است کارتان به یک نفری بخورد که غیر از کف خیابان،
در محل کارش هم اصرار دارد به شما ثابت کند سرش خیلی شلوغ است.

شما باید از ساعت ۸ صبح بروید در محل کار آن شخص بنشینید و
صبحانه خوردنش را ببینید، نظرش را درباره عملکرد تیم‌های پایتخت
در فصل نقل‌و‌انتقلات متوجه شوید.

وقتی گرمش می‌شود و می‌خواهد کفشش را دربیاورد تا آن دمپایی
قهوه‌ای‌ها را پایش کند هم او را کاملا زیر نظر داشته باشید تا شاید
بالاخره سرش خلوت شود تا کارتان را انجام دهد. فقط شانس بیاورید که
در آن زمان مناسب، برق و سیستم قطع نشود.

#شهاب_پاکنگر

پ.ن: چرا همش سیستما قطعه؟!
مجله هنرى ژوان

برچسب ها: ,

دیدگاه

دیدگاه خود را ارسال کنید