June 12, 2017 at 08:23PM

June 12, 2017 at 08:23PM

نویسنده:Zhuanتاریخ:۲۲ خرداد ۱۳۹۶دیدگاه:بدون نظربازدید:398

@zhuanchannel
سربازی جوان چون در جنگی شکست خورد، زخمی و خسته گریخت.
چاه کنی او را پیدا کرد و درمانش کرد
و جوان ماجرای خود را برای چاه کن تعریف کرد.

چاه کن گفت: حالا چه می کنی؟
جوان گفت: شاید به گوشه ای بگریزم و دهقانی کنم.

چاه کن گفت: هر چه می خواهی بکن ولی این نصیحت من در گوشت باشد، اگر در راهی می رفتی و در چاهی افتادی و سلامت از چاه خارج شدی، هرگز از ادامه ی مسیر منصرف نشو.
فقط یادت باشد دوباره توی چاله نیفتی

و اگر دوباره توی چاه افتادی به این فکر کن که تو قبلا هم از چاه به سلامت نجات یافته ای پس برخیز و دوباره از چاه بیرون بیا و به راهت ادامه بده.

سرباز از آنجا رفت و پس از سال ها یکی از بزرگترین سرداران آن کشور شد.

هر آنچه که بخواهی از قبل منتظر این لحظه است تا آن را طلب کنی.
هر آن چه که جستجو کنی، آن هم در جستجوی توست، اما برای به دست آوردنش باید دست به عمل بزنی.

دنیا موفقیت تو را می خواهد و کائنات پشت و پناه تو خواهد بود.

جک کانفیلد – زیباترین جملات از بزرگان جهان
مجله هنرى ژوان

برچسب ها: ,

دیدگاه

دیدگاه خود را ارسال کنید