March 13, 2019 at 10:40PM

March 13, 2019 at 10:40PM

نویسنده:Zhuanتاریخ:۲۲ اسفند ۱۳۹۷دیدگاه:بدون نظربازدید:144

@zhuanchannel
فرمانبرداریزیردستان از مراجع قدرت

مردی که برای آزمایش آمده بود، دستش را در کاسه‌ای کرد که در آن کاغذهای مختلف به صورت تا شده قرار گرفته بود.
قرار بود با چیزی شبیه قرعه کشی، مشخص شود که او «آزمایشگر» خواهد بود یا «آزمایش شونده».
برگه را درآورد و دید: نقش او «آزمایشگر» بود.

_هیچکس به مرد نگفت که روی تمام کاغذ‌های داخل آن کاسه، نوشته شده: «آزمایشگر». به همین دلیل، در تمام مدت آزمایش، آن فرد فکر می‌کرد که در اتاق مجاور، مرد دیگری نشسته است که قرعه‌ «آزمایش شونده» به نامش درآمده.

ژنراتور را روشن کردند.
هدف از آزمایش،‌ «ارزیابی اثر تنبیه بر روی حافظه و کارکرد آن» بود.

به آزمایشگر لیستی از کلمات و معانی آنها داده می‌شد تا آنها را با میکروفونی که داخل اتاقش بود برای «آزمایش شونده اتاق مجاور» بخواند و سپس سوالاتی چهار جوابی را برای او می‌خواند تا ببیند آیا می‌تواند گزینه‌ی درست را انتخاب کند؟

آزمایش شونده، با انتخاب یکی از چهار کلیدی که پیش روی او قرار داده بودند، گزینه مورد نظرش را اعلام می‌کرد. گاهی درست و گاهی نادرست.

هر بار که پاسخ نادرستی داده می‌شد، با فشار یک دکمه، شوک الکتریکی به مردی که در اتاق مجاور بود وارد می‌شد. میزان شوک با توجه به تعداد خطاها افزایش پیدا می‌کرد. طبیعی است که با افزایش شدت ولتاژ، صدای فریاد مردی که در اتاق مجاور بود به گوش می‌رسید.

بعضی وقتها، نگرانی و ناراحتی در چهره «آزمایشگر» دیده می‌شد.
گاهی می‌پرسید: «واقعاً اینقدر زجر دادن لازم است؟ اصلاً انسانی است؟»
و مردی که با لباس سفید آزمایشگاه، بالای سرش ایستاده بود توضیح می‌داد که
: «بله. باید ادامه دهیم.»

_به آزمایشگر گفته نشد که صداهایی که می‌شنود، صداهای ضبط شده است و واقعاً شوکی در کار نیست.
او در مقابل خودش ژنراتوری را می‌دید که هر بار، ولتاژش را بالا می‌برد و با فشار یک دکمه، شوکی را به مرد دیگری که در اتاق مجاور است وارد می‌کند.

این آزمایش ۴۰ بار و با ۴۰ نفر مختلف انجام شد.
از این ۴۰ نفر، هیچکدام وقتی شنیدند که طرف مقابل در اتاق کناری می‌گوید:
من مشکل قلبی پیدا کردم، آزمایش را متوقف نکردند.
۲۵ نفر از آنها، حاضر شدند تا ۴۵۰ ولت شوک به طرف مقابل وارد کنند.
این در حالی است که از ۳۴۵ ولت به بالا، صدای جیغ و اعتراض قطع می‌شد و به نظر می‌آمد که آزمایش شونده، یا مرده یا از هوش رفته است!!

_نکته دردناک این آزمایش، که استنلی میلگرام آن را ترتیب داد این بود که:
این مردها، شوک را به یک غریبه وارد نمی‌کردند.
آنها در زمان قرعه کشی، طرف مقابل را میدیدند و کاملاً باور داشتند که شانسی،به عنوان «آزمایشگر» انتخاب شده اند و ممکن بود خودشان روی صندلی اتاق مجاور نشسته باشند.

_آزمایش میلگرام در سالهای بعد به شکلهای مختلف تکرار شد و در هیچ آزمایشی، تعداد کسانی که اعمال این شوکها را متوقف کرده و به آزمایش اعتراض کردند از یک سوم جمعیت بیشتر نشد.

_میلگرام، در تفسیر آزمایش خود، به نکته مهمی اشاره می‌کند:
رفتار ما انسانها به دو دسته تقسیم می‌شود.
زمانهایی که بر اساس «مسئولیت شخصی و وجدانی» تصمیم می‌گیریم
و زمانهایی که بر اساس «ماموریت شغلی» رفتار می‌کنیم.

_ما زمانی که بر اساس «مسئولیت شخصی» رفتار می‌کنیم، وجدان خود را دخالت می‌دهیم.
از منطق خود استفاده می‌کنیم و به پیامدهای تصمیم و رفتار خود فکر می‌کنیم.

اما زمانی که بر اساس «ماموریت شغلی» رفتار می‌کنیم، نیازی نمی‌بینیم که به منطقی بودن یا اخلاقی بودن کاری که انجام می‌دهیم فکر کنیم.هرچند که ان کار باعث آسیب روحی روانی و جسمی به دیگران باشد

اصطلاح «مامور هستم و معذور»، بیان دیگری از تجربه میلگرام است که در فرهنگ ما هم شنیده می‌شود.

#محمدرضا_شعبانعلی

پ.ن: با وجدان زندگی کنیم. فردا باید تو یه تیکه قبر بخوابیم
مجله هنرى ژوان

برچسب ها: ,

دیدگاه

دیدگاه خود را ارسال کنید