May 25, 2018 at 11:13PM

May 25, 2018 at 11:13PM

نویسنده:Zhuanتاریخ:۴ خرداد ۱۳۹۷دیدگاه:بدون نظربازدید:285

@zhuanchannel
فردریک کبیر می خواست در رقابت با ورسای قصری بسازد .
در کار ساخت قصر وقفه افتاد .
علت را پرسید . گفتند در گوشه ای از زمین ، آسیابی است که صاحبش نمی فروشد .

فردریک شخصا به سراغ اسیابان رفت و علت را پرسید .
آسیابان گفت اینجا موروثی است و من نه آن قدر متمولم که به آن احتیاج نداشته باشم و نه آن قدر فقیر که به پولش نیازمند باشم پس نمی فروشم !

فردریک با پرخاش گفت :
« تو می دانی با چه کسی حرف می زنی !؟ من اینجا را از تو می گیرم ! »

آسیابان لبخندی زد و گفت :
« نمی توانی چون هنوز در برلین قاضی هست ! »

فردریک آن لحظه به یاد نصایح « ولتر » افتاد که به او گفته بود :

در حکومت هر چیزی را ابزار دست خودت کن جز دستگاه عدالت را
چون مردمت از هر جا رانده شوند به دستگاه عدالت پناه می برند و وقتی آنجا را نیز گوش به فرمان تو ببینند دیگر به بیگانه پناه می برند و بدین ترتیب است که پای بیگانه به کشورت برای همیشه باز می شود

پ.ن:چقد حق و به جا بود . چقد آفرین داره این متن:
"در حکومت هر چیزی را ابزار دست خودت کن جز دستگاه عدالت را "
مجله هنرى ژوان

برچسب ها: ,

دیدگاه

دیدگاه خود را ارسال کنید