November 4, 2018 at 10:20PM

November 4, 2018 at 10:20PM

نویسنده:Zhuanتاریخ:۱۳ آبان ۱۳۹۷دیدگاه:بدون نظربازدید:33

@zhuanchannel
جنبه‌های غم انگیز زندگی روزمره در ایران(مخصوصا تهران):
وب‌سایت فرارو_ آرمان شهرکی

جنبه‌های تراژیک زندگی روزمره در ایران

چند مورد جغرافیایی و فضایی
۱. ریخت خیابان‌ها و کوچه‌ها و ساختمان‌ها در ایران فسرده و ملال‌آور است.
۲.نوعی حس مرگ در معماری خانه‌ها لانه کرده. آن‌ها زیبا نیستند. بی هویت‌اند.

۳. مراکز شهری آلوده هستند.
۴. متداول‌ترین تجربه‌ی شهری روزمره در ایران ترافیک است. وقتی در ترافیک قرار می‌گیرید انگار که بار سنگین هستی و تاریخ بشر را بر روی دوش دارید.

۵. ما با شهر‌های خودمان عجین نیستیم. حسی دفاعی دربرابر آن داریم.

۶. سرعت‌گیر‌های بیش از حد خیابانی توهینی به قرار و آرامش ماست
۷. کارناوال مرگ و نیستی در شهر‌های ایران زیاد است
در عوض نمایش زندگی و شادی نه، یا اگر هست مخصوص مایه‌دار‌های الکی‌خوش است.

۸. شهر‌ها برای سالخورده‌ها مریض احوال‌ها کودکان زنانِ باردار و برای نابینا‌ها تفاوتی با میدان مین ندارد نوعی جهنم است

۹. نقاشی دیواری و دیوارنوشت در ایران مرسوم نیست حال آنکه سطوح خالی و عاری، بسیاری هنرمندان را به سوی خویش فرا می‌خوانند.

۱۰. شهردار‌ها در ایران غالبن نامحبوب و کم سوادند و نیز حریص. آن‌ها می‌خواهند رُس شهر‌ها را کشیده و از تمام روزنه‌ها و زوایایش پول دربیاورند آن‌ها اهل هنر و فرهیخته نیستند.

۱۱. جای گالری‌ها آتلیه‌ها و نمایشگاه‌ها و کتابخانه‌ها و پارک‌های موضوعی و نمایش‌های خیابانی و هنرکده‌ها و سالن‌های ورزشی واقعا خالی است.

۱۲. آنچه می‌بینید شما را به تفکر وامی‌دارد ما محل سکونتمان را اصلا نمیبینیم ایرانی‌ها از سر استیصال در فضا‌های عمومی مثل مترو یا خوابند یا سر در گریبان خویش و تلفن‌های هوشمند دارند.

۱۳. برج سازی های بد قواره و فروش غیرقانونی و قانونی تراکم، شهر‌ها و شهروندان را خفه کرده

۱۴. هنر‌های تجسمی عنصری فراموش شده در فضا‌های شهری ایران هستند.

۱۵. شهر‌ها علی‌رغم میل ما هستند از هر نظر این امر سبب شده تا ما آن‌ها را جای آنکه دوست داشته باشیم با بی‌تفاوتی محض درونشان بپلکیم.

۱۶. چیزی معنوی درونی و مکاشفه‌آمیز در تاروپود شهر‌های ما نیست

۱۷. روز در شهر‌های ما طولانی و شب کوتاه دلهره‌آور و پر از وحشت است.

۱۸. نمی‌خواهم بگویم شهر‌ها نوعی تدفینِ زنده هستند نوعی خاکسپاریِ دسته‌جمعی، لیکن وقتی سکوت درهمه‌جا حاکم است چه می‌شود گفت. درکجای شهر می‌توان صدای موسیقی شنید؟ از کدام بالکن؟

۱۹. شهرها، صحنه‌ی انفعال عمومی‌اند آنجا که هرروز از بام تا شام باید شهرنشین‌های درمانده و ناچاری را ببینی که درست وسط سال که قیمت‌ها دو یا سه برابر شد؛ آن‌ها تنها تحمل کردند تحمل می‌کنند.

۲۰. موجود زنده‌ای غیر از انسان در شهر‌های ایران پر نمی‌زند. یا اگر می‌زند اغلباز نوع ولگرد و موذی‌اش است.

۲۱. شهر‌ها در ایران پُر و آکنده از دیوارند. از این حیث، احساسِ زجرآورِ درحبس‌بودن شما را وِل نمی‌کُنَد.

۲۲. میراث باستانی شهر‌های ایران جز در موارد معدود و محدود بی‌صاحب‌اند انگار. میراث باستانی ما تنها به بازار بزرگ تبریز و میدان امام اصفهان محدود نمی‌شود. کجاست آن کاروان‌سرا‌ها تیم‌چه‌ها دالان‌ها گرمابه‌ها، راسته‌بازار‌ها کجا هستند؟

۲۳. به نام‌های اماکن و معابر عمومی نگاه کنید. نام‌های بیگانه و نچسب. وقتی در ثبت احوال برای کودکان ما "کمیته‌ی نام" تشکیل می‌دهند تکلیف اماکن عمومی مشخص است.

۲۴. خانه‌ی مشایخ و پیش‌کسوتان هنر و علم کجا هستند و به چه سرنوشتی دچاراند؟

_چند مورد فرهنگی

۲۵. دروغ میان ایرانیان شایع شده. دروغ بی‌اعتمادی می‌آورد و بی‌اعتمادی زندگی را سخت و پرخطر می‌کند.

۲۶. نوعی از خودبیگانگیِ اجباری در زندگی روزمره‌ی ایرانی موج می‌زند. شهروندان اکثرا با کار خود یکی و هم‌سرشت نیستند هیچ کس جای خود نیست

۲۷. آمار خودکشی بالا رفته. خودکشی هم که واگیر دارد.

۲۸. متولیان خودخوانده‌ی امور در ایران مدام توصیه می‌کنند و خط و نشان می‌کِشند. بدترین کنش فرهنگی در جهان همین توصیه است و بی‌اخلاق‌ترینِ کار‌ها خط‌ونشان کشیدن.

۲۹. سیاست در ایران عرصه‌ی پوپولیزم و عوام‌فریبی شده؛ بسیاری اوقات چنین است. ایرانی‌های شاید سیاسی‌ترین ملّت خاورمیانه باشند و در عین حال از سیاست جفای بسیار دیده و می‌بینند

۳۰. مادی‌گرایی و ابتذال زیاد شده؛ این یک خیانتِ خجالت‌آور به هرچه هنر و معنویت و تعهد است. درهرحال هنوز جای امیدواری هست. اگر کمی از ولع خویش به مادّیّات کم کرده و به هنگام ساخت‌وساز به عناصر فرهنگی سرزمینمان توجه نموده و در کمال شجاعت رودرروی هر مرجع قدرتی بایستیم که قصدِ تخریب هویت سرزمینی‌مان و فرهنگی‌مان را دارد؛ هنوز فرصت هست
مجله هنرى ژوان

برچسب ها: ,

دیدگاه

دیدگاه خود را ارسال کنید