November 9, 2018 at 10:42PM

November 9, 2018 at 10:42PM

نویسنده:Zhuanتاریخ:۱۸ آبان ۱۳۹۷دیدگاه:بدون نظربازدید:33

@zhuanchannel
هویت ملی ما ایرانیان مخلوط و ممزوجی است از فرهنگ ایرانی پیش از اسلام، فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی.

این فرهنگ ها با هم آمیخته شده اند و روش زندگی و نگرش ما ایرانیان را تشکیل داده‌اند. در مواردی این سه فرهنگ با کمی مسامحه می توانند همساز باشند اما در موارد بسیاری نیز با یکدیگر ناسازگار هستند و ارزش های آنها به شدت در تقابل با یکدیگر قرار میگیرند و هر یک به طریقی می کوشند تا دیگری را از میدان بیرون رانند و یکه تاز میدان باشند

فرهنگ اسلامی به واسطه ی تبلیغات گسترده ی حکومت
فرهنگ غربی به واسطه گسترش تکنولوژی و نفوذ شبکه های اجتماعی
و فرهنگ ایرانی به واسطه سنت ها و همچنین اصرار بخشی از جامعه بر پررنگ تر کردن فرهنگ پیش از اسلام ایران.

آنچه مسلم است آن است که فرهنگ غالب (فرهنگ ایرانی)سعی می کند فرهنگ های دیگر را در خود هضم و ادغام کند.

همان کاری که در طول تاریخ تا به امروز صورت گرفته است و می توان دعا خواندن در نوروز و شب یلدا را از این دست ادغام کردن ها مثال زد.

حال سوال اینجاست که امتزاج این فرهنگ ها تا چه حد می توانند پدیده ای متعارف و سالم باشد و در چه صورت این پدیده ناسالم و بیمارگونه است؟
از منظر روانکاوی انسان سالم در طی فرایند رشد می‌بایست بتواند به هویتی منسجم و یکپارچه دست یابد که اجزای مختلف این هویت با یکدیگر سازگار و هماهنگ باشند.

اگر اجزای هویت فرد با یکدیگر هماهنگ و منسجم نباشند و به میزان زیادی تناقض در سیستم هویتی فرد وجود داشته باشد نشان از اختلال شخصیت مرزی در فرد دارد.

برای مثال فرد با حال مستی در مراسم عاشورا شرکت می‌کند
عکس ائمه را بر روی بدن خود خالکوبی می کند
برای امام حسین قمه زنی می کند در حالی که در تمام سال نه رکعتی نماز می خواند و نه روزی روزه می‌گیرد
سبک زندگی او کاملاً متناسب با سبک زندگی غربی است و در پیاده روی اربعین شرکت می کند
یا آنکه گفتار نیک پندار نیک رفتار نیک بر بدن او خالکوبی شده است و از صبح تا شب سر دیگران کلاه می‌گذارد و دروغ می گوید.

تمام مدت در مورد فرهنگ اصیل ایرانی سخن می‌گوید اما نه حاضر است لحظه ای موسیقی ایرانی بشنود و نه در تمام زندگی اش یک بیت شعر از حافظ و سعدی و فردوسی خوانده است و سرتاپای زندگی او مطابق با فرهنگ غربی است.

مراسم عزاداری و قرائت قرآن برگزار می کند در عین حال لوازم منزل او همه از خارج از کشور می‌آیند و مد و برند غربی محوریت افکارش را تشکیل داده اند، نیمی از عمرش را در آرایشگاه می گذراند و الگوی زندگی خود را حضرت فاطمه می داند
نذری ابولفضل می پزد اما معتقد است که دین اسلام باعث تمام بدبختی هایش در زندگی است و هزاران مثال دیگر…

اینجاست که دیگر نمی توان فرد را صرفا به عنوان یک انتخاب گر آزاد سبک زندگی و نحوه نگرش در نظر گرفت بلکه سازمان هویتی او چنان در کشمکش و در معرض فروپاشی است که سیستم روانی فرد صرفاً با دفاع‌های روانی و گسستگی ذهنیاتش می تواند این همه تناقض را در خود گرداوری کند.

متاسفانه این آشفتگی هویت در میان ما ایرانیان بسیار زیاد دیده می شود و تحولات اجتماعی(مثلا در دوره پهلوی تاکید بر فرهنگ ایرانی بود و پس از انقلاب فرهنگ ایرانی در تریبون های حکومتی به عنوان خرافات و طاغوت معرفی شدند ) و بالا و پایین شدن های ارزش های فرهنگی از سویی و همچنین رویکرد نامناسب آموزش و پرورش و حکومت در تحمیل عقاید از سوی دیگر و ناکارآمدی خانواده ها در کمک به فرزندان جهت کسب هویتی سالم منجر به اختلالات جدی هویت در افراد جامعه شده است.

در هفته گذشته تقارن جشن هالووین و اربعین و روز کوروش این آشفتگی را بیش از پیش نمایان کرد و به خصوص در شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام این اختلال به خوبی قابل مشاهده بود

افرادی که هالوین را جشن گرفتند و رقصیدند، سپس در اربعین اشک ریختند و عزادری کردند و نهایتا با افتخار روز کوروش رو تبریک گفتند و به ایرانی بودن خودشان مغرور بودند
در آخر نیز عکس ها و احوالات ناسازگار خود را با دیگران به اشتراک گذاشتند.
#ناصر_سبزیان_پور
#رواندرمانگر
@psychoanalysisandsociolgy
مجله هنرى ژوان

برچسب ها: ,

دیدگاه

دیدگاه خود را ارسال کنید