September 14, 2018 at 12:13PM

September 14, 2018 at 12:13PM

نویسنده:Zhuanتاریخ:۲۳ شهریور ۱۳۹۷دیدگاه:بدون نظربازدید:240

@zhuanchannel
مثل تابستون سال پیش، امسال هم از چندتا از دبیرستان های این اطراف دانش آموزها رو آوردن تا از آزمایشگاه ما بازدید کنن و ما یه کم در مورد رشته ی برق براشون توضیح بدیم.

چیزی که خیلی برام جالب بود این بود که از ما خواسته بودن تا اگه بین بچه ها مسابقه برگزار میکنیم، علاوه بر تیم برنده به "تک تک" دانش آموزهای دیگه هم جایزه بدیم تاخاطره ی بدی از "رقابت" براشون باقی نمونه.

ناخودآگاه یاد تمام دوران نوجوونی و جوونی خودم افتادم که هر روزش کارزار یک رقابت کمرشکن بود.
از امتحانهای شبانه روزی و تکلیف و نمره و معدل و کنکور بگیر تا مقایسه شدن های بی وقفه توسط مدیر و ناظم و معلم و دوست و آشنا و در و همسایه.

بعید میدونم متولد دهه شصت یا هفتاد باشی و توی مهمونی ها، تلخی این سوالها آزارت نداده باشه:

معدلت چنده؟
رتبه ی کنکورت چند شد؟
چند واحد پاس کردی؟
چرا درست تموم نمیشه پس؟
چرا سربازی نمیری؟
هنوز کار پیدا نکردی؟
حقوقت چنده؟
بیمه برات رد میشه؟
چرا ازدواج نمیکنی؟
چرا بچه دار نمیشین پس؟
چرا چرا چرا چرا…

حالا که از نقطه ی دورتری به اون سالهای زندگی نگاه میکنم حسرت میخورم که مدتها زندگی برام حکم دوی ماراتون صد هزار کیلومتر با مانع رو داشت

روزهایی که میشد مثل قدم زدن توی هوای بارونی صبح آبان ماه دلچسب و ناب باشه. ما که به گذشته بر نمیگردیم، اما بیاین به خودمون قول بدیم که اگه روزی روزگاری بچه دار شدیم، به جای تمام این "چرا"های فرساینده، فقط یک سوال ازش بپرسیم:

"چرا امروز، اون قدر که میتونستی شاد نبودی و لبخند نزدی؟"

#مهدی_معارف
مجله هنرى ژوان

برچسب ها: ,

دیدگاه

دیدگاه خود را ارسال کنید