September 19, 2017 at 03:42PM

September 19, 2017 at 03:42PM

نویسنده:Zhuanتاریخ:۲۸ شهریور ۱۳۹۶دیدگاه:بدون نظربازدید:523

@zhuanchannel
یکی از سوءتفاهم‌ها دربارۀ عشق ربط دادن آن به «دوستی» است. تصور اشتباه این است که دو نفر که دلداده هم هستند، طبیعتاً صمیمی‌ترین دوستان هم نیز هستند.
آنها به نحوی با هم گفتگو می‌کنند، برای هم وقت می‌گذارند، دل می‌سوزانند و اسرار مگوی خود را با یکدیگر در میان می‌گذارند گویی صد سال است هم را می‌شناسند و به هم اعتماد دارند.
به نحوی به هم اعتقاد دارند و در دل احساس می‌کنند یار را می‌شناسند گویی پنجاه سال است با هم نشست و برخاست کرده‌اند و در زیر و بم زندگی یکدیگر را آزموده‌اند. به قدری به هم احساس تعلق و وابستگی می‌کنند گویی از شکم هم زاده شده‌اند.
وقتی از این زوج عاشق می‌پرسی چند وقت است که یکدیگر را می‌شناسید در اکثر موارد جواب سه ماه، شش ماه یا یک سال جسته و گریخته است. آیا این چیزی جز فریب طبیعت است؟
فریب طبیعت جایی آشکار می‌شود که این دو دلداده از هم جدا می‌افتند، به اصطلاح کات می‌کنند و حتی رغبتی ندارند با روی خوش یا دل خوش، با یک خداحافظی خشک و خالی از یکدیگر جدا شوند. اگر در خیابان یکدیگر را ببینند مسیر خود را عوض می‌کنند البته اگر به دشمن خونی هم تبدیل نشوند. من به دوستی در عشق مشکوکم.
برای رشد دوستی بیش از هر چیز به زمان نیاز است، اما از قدیم گفته‌اند زمان قاتل عشق است. خودِ مفهوم «دوستی» جای سوال و شک و شبهه دارد، چه برسد به اینکه عشق را نیز سوار این مفهوم لاغر کنیم. رازگویی، وقت گذرانی با هم، ایمان به یکدیگر، حرف زدن دربارۀ جهان یا خیالپردازی دربارۀ آینده ملاک دوستی در عشق نیست. اینها بیشتر مشخصات عشق رومانتیک است.
همین عشق رومانتیک است که فرض یکی بودن عشق و دوستی را رواج داده است. بد نیست کمتر فریب طبیعت را بخوریم و حساب عشق را از دوستی جدا کنیم.
اگر ما یار خود را در وهلۀ اول دوست خود یا صمیمی‌ترین دوست خود در نظر نگیریم، احتمالاً بسیاری از سرخوردگی‌ها و انتظارات فرسوده کننده از بین خواهد رفت یا اصلاً بسیاری از روابط در ابتدا شکل نخواهد گرفت.
مینا اورنگ
#روانشناسی
مجله هنرى ژوان

برچسب ها: ,

دیدگاه

دیدگاه خود را ارسال کنید