December 23, 2016 at 10:22PM

@zhuanchannel
یکم – بدست آوردن اعتبار آنقدر سخت نیست که نگه داشتنش سخت است. اینکه قابل اعتماد باقی بمانی. این سخت است. گاه یک شبه از دست میرود. گاه خودت هم مقصری لابد.

دوم – من از دار دنیا یک رفیق دارم که توی هیوستون تگزاس در حال پول درآوردن است. یکبار خیلی سال پیش توی حرف گفتم : ببین من رفیق درجه یک ندارم, درجه دو ندارم, درجه سه ندارم, از درجه چهار شروع میشن تو اولینشون هستی از درجه چهار به بعد! البته که قاطی کرد و هرچقدر هم توضیح دادم قانع نشد هرچند رفیق مانده ایم. برای این آدم جانم را هم میدهم. اینکه با کسی چندبار خندیده باشی و گپ زده باشی اسمش را نمیشود گذاشت رفاقت. رفاقت را باید زندگی کرده باشی.

سوم – دل بستن به آدمهای دنیای مجازی قطعن از عقل بدور است. گاه اشتباه میگیریم و فکر میکنیم رفاقت داریم که نداریم. برای رفاقت باید سالها با آن آدم وقت بگذرانی, بروی بیائی و سرآخر ببینی ارزش نگه داشتن دارد یا ندارد. نمیشود به صرف اینکه یک ساندویچ با هم خورده ایم رفیق خطابش کنیم.

چهارم – دعوای زن و شوهرها را اگر ندیده باشید لابد شنیده اید. توی هر دعوائی قطعن هردو سر ماجرا مقصرند. نه یک طرف شر مطلق است و نه آن یکی طرف حق آشکار. توی دعوا هم حلوا خیرات نمیشود, عصبانیت و دهانهای کف کرده موج میزند, بعد که گردوغبار خوابید آن آدمها یحتمل خواهند دید که بخشی از نتیجه گیریشان اشتباه بوده. اعتماد مطلق به هر دو طرف ماجرا اشتباه بوده.

خلاصه که زندگی همیشه در روی خوشش در آغوش ما نیست.
#ای_لیا
مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یک × پنج =