December 24, 2016 at 01:55PM

@zhuanchannel
از وقتی که رابطه ها از هیزمی تبدیل شدن به بنزینی؛ یه تنهایی بزرگ و عمیق به وجود اومده که بیشتر مردم رو داره غرق می کنه .

تا همین چند سال پیش رابطه ها هیزمی بودن. دو نفر باهم می رفتن هیزم جمع می کردن و با حوصله آتیش روشن می کردن و خودشون رو گرم می کردن .آتیش که رو به خاموشی می رفت یه هیزم توش می انداختن و اینجوری همیشه گرم بودن. حتی رو اون آتیش چای دم می کردن و چه لذتی داشت اون چای روی آتیش هیزمی. شنیدن صدای سوختن هیزم هم خوشایند بود.

الان اما کسی دیگه حوصله ی هیزم جمع کردن نداره ، کسی صبر نداره آتیش کم کم روشن شه و گرمش کنه. یه بنزین می ریزن و آتیش گُر می گیره و شعله می کشه و داغ میشن و بیشتر وقتامی سوزن و زده میشن و می رن پی کارشون.حوصله ی نشستن و تماشای قد کشیدن شعله ها رو ندارن. فوقش یه چای کیسه ای بدمزه بشه خورد کنار اون آتیش بنزینی! مگه چقدر میشه بنزین ریخت و گُر گرفت؟ !
#هایده_رحیمی
مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

19 − دوازده =