December 25, 2016 at 03:19PM

@zhuanchannel
رفته بودیم سر قرار ، حرف واسه گفتن نداشتیم ، سکوت کرده بودیم. نسرین یهو برگشت گفت: چقد تنهای بی سنگ صبور زیاد شده اینروزا. گفتم: آره ، داره بیداد میکنه. تو اینستاگرام پر تنهای بی سنگ صبوره ، تو خیابون تو وبلاگ تو تلگرام ، همه جا.
گفتم: شما هم تنهای بی سنگ صبوری؟ گفت: بودم ، ترک کردم. الان مجنونمو دلزده از لیلیا.
گفتم: پس تو هم مثل من خیلی دلت گرفته از خیلیا. سرشو تکون داد که یعنی اره. گفتم: طرفای شما چطوره؟ سمت شما هم کسی نیست بیاد سری به تنهاییت بزنه؟ گفت: ای کم و بیش. میان و میرن گاهی. اما من پر شدم از گلایه ، ببین ، هیچی ازم نمونده جز یه سایه.
گرفتمش تو بغلم ، انگار از همون اول جاش همونجا بوده ، گفتم: عب نداره ، تو کوه درد باش ، طاقت بیار و مرد باش. میگذره دنیا ، نمیمونه اینجوری تا ابد.

#برنارد
@KamelGholami
مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

18 − 12 =