February 1, 2017 at 04:42PM

@zhuanchannel

فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت.استاد به او گفت که تو دیگر واقعا استاد شده ای و من چیزی ندارم که به تو بیاموزم .
آن شاگرد نیز فکری به سرش رسید و سه روز تمام وقت صرف کرد و یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد و مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند

غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد و از وی گله مند شد و استاد شرح ماجرا را پرسید و او دقیقا بازگو کرد و استاد به او گفت آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی

شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد

اما متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید
غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند.

استاد به شاگرد گفت: تو همه چیز را آموخته ای.
این راهم بدان که:
همه ی انسانها قدرت انتقاد و حرف زدن درباره ی هرچیزی که حتی از آن سررشته ای ندارند را دارند ولی "جرات اصلاح نه".
این یادت بماند.
#روانشناسی
مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

9 + 10 =