February 17, 2017 at 04:35PM

@zhuanchannel
عادت کردن از آن چیزهایی ست که دست خودمان نیست
آن اوایل که عینکی شده بودم، مثل کوه روی صورتم سنگینی میکرد، حاضر بودم چین بین ابروهایم را بیشتر کنم تا کمی بهتر ببینم اما عینک نزنم، اما دو روز و دو هفته که بگذرد اصلا یادت هم نمی آید که عینک روی صورتت داری.
همین ماشین جمع و جور خودم که از پر کردن آب رادیاتورش تا غذا خوردن های دو نفره اش برایم خاطره هست هم یک جور هایی عادت است.
نه عادت برای بودن توی این ماشین کنار کسی که دوستش داری، عادت برای راندنش، پشت رل نشستنش، حالا برای یک ساعت اگر بخواهم با فلان ماشین آنچنانی دیگری رانندگی کنم انگار روز اولی ست که گواهینامه گرفته ام، خب عادت است.

کفش کتانی جدید که می خرید،
دندانتان را که پر می کنید،
ساز زیر دستان که عوض می شود،
پیتزا فروشی مورد علاقه تان وقتی سر آشپزش را عوض می کند،
وقتی آیفونتان را با یک نوت جدید عوض می کنید،
حتی سری دوش حمامتان را که عوض می کنید و یک جور دیگر آب روی سر شما فرود می آید.
همه ی این چیز های ساده برای ما نعمت است و تا وقتی داراییمان هستند بنا به رسم آدم بودنمان عادت میکنیم، هم به داشتنشان و هم به خوب بودنشان.

از میان این همه عادت های ناخود آگاه کداممان هستیم که یادمان هست که خوبیم که نفسمان بدون اینکه بفهمیم جاری ست و قلبمان برای خودش می تپد و نگران ساعت بعدی قرصمان نیستیم؟!

همه ی ما آدم های سالم شاید یادمان باشد که فلان کفش فلان ساعت یا انگشتر را که دوست داریم، نداریم. اما اصلا یادمان نیست که چیزی را داریم که اگر نداشتیم دنیا به کاممان نبود و چیزهایی را می خواهیم که اگر نباشند باز هم می توان خندید.

آدم که سالم باشد با نان خشک و پنیر هم ذوق می کند اما وقتی یادمان نیست چیزی را که داریم غُرغُرمان می آید.

اما من اینجا غیر از سلامتی یک چیز دیگری را هم دارم که نوشته ام روی کاغذ زده ام به در دلم که هیچ وقت نعمت داشتنش را فراموش نکنم:
و این تویی که داشتنت حتی شیرین تر از داشتن سلامتی ست.

#مسعود_ممیزالاشجار
مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − 8 =