June 3, 2017 at 06:35PM

@zhuanchannel
گویند فقیری به نزد هندوانه فروشی رفت وگفت هندوانه‌ای برای رضای خدا به من بده فقیرم وچیزی ندارم.

هندوانه فروش درمیان هندوانه ها گشتی زد وهندوانهٔ خراب و بدرد نخوری را به فقیر داد.

فقیر نگاهی به هندوانه کرد و دید که به درد خوردن نمیخورد،کمی پول به همراه داشت به هندوانه فروش داد و گفت به اندازه ی همین قدر پول دارم تا همین اندازه به من هندوانه ای بده.

هندوانه فروش هندوانه خیلی خوبی را وزن کرد و به مرد فقیر داد،فقیر هر دو هندوانه را رو به آسمان کرد و گفت:
خداوندا بندگانت را ببین
این هندوانه خراب را بخاطر تو داده
و این هندوانه خوب را بخاطر پول
مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − دو =