June 13, 2017 at 02:45PM

http://ift.tt/2ssFYV5
یادش بخیر قدیما که بی کلاس بودیم بیشتر دور هم بودیم و چقدر خوش میگذشت
و هر چقدر با کلاس تر میشیم از همدیگه دورتر میشیم.

قدیما که بی کلاس بودیم و موبایل و تلفن نبود و واسه رفت و آمد وسیله شخصی نبود ، همیشه خونه ها تمیز بود و آماده پذیرایی از مهمونا و وقتی کلون در خونه در هر زمانی به صدا در میومد، خوشحال میشدیم؛
چون مهمون میومد و به سادگی مهمونی برگزار میشد.

آخه چون بی کلاس بودیم آشپزخونه ها (open) نبود و گاز های فردار و ماکروفر نبود و از فست فود خبری نبود ، ولی همیشه بوی خوش غذا ادمو مست میکرد و هر چند تا مهمون هم که میومد، همون غذای موجود رو دور هم میخوردیم و خیلی هم خوش میگذشت.

تازه چون بی کلاس بودیم میز ناهارخوری و مبل هم نداشتیم و روی زمین و چهارزانو کنار هم می نشستیم و می گفتیم و می خندیدیم و با دل خوش زندگی می کردیم!

امروز که فکر می کنم چقدر بی کلاسی زیبا بود
آخه از وقتی که با کلاس شدیم و آشپزخونه ها (open) شدن و میز ناهار خوری و مبل داریم و تازه واسه رفت و آمد همگی ماشین داریم و هم تو خونه تلفن داریم و هم آخرین مدل تلفن همراهو داریم و خلاصه کلی کلاسهای دیگه؛ مثل بخار پز و انواع زود پز و…
ولی دیگه آمد وشد نداریم!

تازه هر از چند گاهی هم که دور هم جمع میشیم ، کلاً درگیر کلاسیم و از صفا و صمیمیت و دل و از همه مهمتر سادگی خبری نیست

این کلاس ما آدما رو اینقدر از هم دور کرده و اینقدر اسیر کلاسیم که خیلی وقتا خودمونم فراموش می کنیم

کاش کلاس توی مهربون بودن و
عشق ورزیدن و با دل زندگی کردن، بود.
#ناشناس
مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 − 9 =