August 21, 2018 at 07:30PM

‍ رمان #پسر به چاپ رسید.

#معرفی_کتاب

پِر به این فکر کرد که جوانی سُنی چه‌قدر عجیب است. چون او تا حالا باید حدوداً سی سالش شده باشد. بله. سُنی دوازده سال را در زندان گذرانده بود و وقتی به زندان فرستاده شد هجده سال داشت. شاید مواد محافظتش کرده بود، جلوی پیر شدنش را گرفت بود و فقط موها و ریش‌هایش بلند شده، درحالی‌که چشم‌های معصوم بچه‌گانه‌اش همچنان با شگفتی به جهان خیره بود. خدا می‌داند این شیطان بود. پِر وُلان بیش از چهل سال کشیش زندان بود و شاهد بود دنیا چه‌قدر بیشتر و بیشتر گناه‌کار می‌شود. شیطان مثل سرطان همه‌جا ریشه می‌دواند، سلول‌های سالم را بیمار می‌کند، آن‌ها را با جای نیش خون‌آشام‌واری مسموم می‌کند، و از آن‌ها بهره‌برداری می‌کند تا کارش را گسترش دهند.  و هیچ‌یک از آن‌ها که این نیش وارد بدنشان شده بود فرار نکرده بودند. هیچ‌یک.

#پسر
#یو_نسبو
مترجم: #زهرا_نی_چین
#نشرنفیر #نشر_نفیر #انتشارات_نفیر
#کتاب_خوب_بخوانیم #رمان #رمان_جنایی #رمان_پلیسی_جنایی

@nafirpublications
مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده + دوازده =