August 27, 2018 at 11:26PM

@zhuanchannel
عباس میرزا، تجربه پررنج اصلاح در ساختار فاسد

امروز زادروز عباس میرزای قاجار، ولیعهد فتحعلی شاه و فرمانده ارتش
ایران در جنگ با روسیه تزاری است.

عباس میرزا را برخی سرسلسه ی اصلاحات و متجددین می نامند .
مورخین و وقایع نگاران از منش انسانی،و رفتار مصلحانه او زیاد سخن
گفته اند.

موریس دوکوتز ،سفیر کبیر روسیه تزاری از جمله افرادی است که در
توصیف خود از ایران آن روزگار تصویر دقیقی از نابسامانی ها می دهد
ولی وقتی به عباس میرزا می رسد چنین می نویسد:

«عباس‌میرزا … دشمن واقعی تجمّل است
حرکات و اطوارش خیلی جالب توجه و مظهر اصالت و نجابت
است.چشمانش آیینة ضمیر اوست. مکر و کید در آن مشاهده نمی‌شود.
فجایعی که در نتیجه قوانین سخن مملکت معمول است هر جا دستش برسد
جلوگیری می‌کند».

وقتی دوکوتز در جریان یکی از مراودات خود به باغ "عباس میرزا "
دعوت می شود و در آن باغ زیبا متوجه می شود که بخشی از دیوار در
حال فروریختن است اما برای تعمیر آن اقدامی نشده ازولیعهد چرایی این
ماجرا را می پرسد:

«از حضرت ولیعهد پرسیدم که چرا این دیوار را خراب نکرده‌اید؟ فرمود:
زمانی که این باغ را وسعت می‌دادم محتاج به خریداری مقداری از
اراضی مالک مجاور شدم

ولی چون مالک زمینی که این دیوار زشت و خراب متعلق به آن است،
دهقان سالخورده‌ای است که به ماترک آباء و اجدادش علاقه تامی دارد، به
قیمتی که به او دادم راضی به فروش زمینش نشد. من هم نه تنها دلتنگ
نشدم، بلکه علاقه او را هم به یادگار اجدادش، تقدیس و تمجید کردم و نیز
جسارت او مقبول طبع من واقع شد. فعلا صبر می‌کنم شاید بتوانم با ورثه
او کنار بیایم».

موریس دوکوتز بوئه که شاهد استبداد مزمن در ایران روزگار خود بوده
است با تعجب در این باره می نویسد:
«تمام قطعه آسیا ذلیل شدیدترین استبدادهاست، اگر بگردید چنین عقیده‌ای
یافت نشود».
( موریس دوکوتزبوئه، مسافرت به ایران، ترجمه محمود هدایت،
امیرکبیر، ص70)

مکاتبات عباس میرزا نشان میدهد که ذهن وی بر خلاف اذهان آرام سایر
رجال زمانه اش به شدت درگیر چرایی عقب ماندگی ایرانیان بوده چنانکه
در نامه به ژوبر فرستاده ناپلئون می نویسد:
«نمی‌دانم این قدرتی که شما (اروپایی‌ها) را بر ما مسلط کرده چیست و
موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟
شما در قشون، جنگیدن و فتح کردن و بکار بردن قوای عقلیه متبحرید و
حال آنکه ما در جهل و شغب غوطه‌ور و به ندرت آتیه را در نظر
می‌گیریم.
مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا
آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می‌تابد تأثیرات مفیدش در سر ما
کمتر از شماست؟ …»
(حماسة کویر، محمدابراهیم باستانی پاریزی، ص 669)

سرانجام درد کهنه ی نخبه کشی و افت مزمن که در سیاست ایران وجود
دارد(هنوز هم هست) گریبان این شاهزاده با کفایت را نیز گرفت .

در مورد مرگ او گفته اند که بیماری مزمن گوارش و کلیه -که درمان آن
هربار بخاطر مشغله های جنگی و سیاسی او به تاخیر می افتاد -عاقبت
والی متجدد آذربایجان را از پای انداخت تا در کارنامه تاریخ سرزمینی
که خود بر فرزندانش تیغ می کشد، سیاهه ای دیگر ثبت شود .

پ.ن:شما تاریخ ایرانو بخونی میبینی این استعداد کشی و نابود کردن
ادمای باسواد تو خصلتشونه. و برای همینه 200 ساله داریم درجا میزنیم
در حالیکه کشورای دیگه با این سرعت در حال پیشرفتن
@sahandiranmehr
مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 + 8 =