August 28, 2018 at 11:26PM

@zhuanchannel
نوشته ی زیبای دکتر زندی و راهکارهای پیشنهادیشون برای اوناییکه وطن پرستن واین روزا شدیدا دغدغه ی ایران رو دارن :

پارسال کتابی در مورد ساختار مغز و اعصاب می‌خواندم. یک جای کتاب که ساختار تکاملی مغز را در چند هزار سال گذشته توضیح می‌داد، می‌گفت که بین آب و هوا و دیکتاتوری ارتباط مستقیم وجود دارد.

هر جا که آب و هوا خشک و بیابانی باشد، احتمال شکل‌گیری نظام‌های سیاسی دیکتاتور و توتالیتر بیشتر از جاهایی است که خوش آب‌وهواتر است. جاهای خوش آب و هوا به دموکراسی و مردم سالاری یا حداقل حکومت‌های ملوک‌الطوایفی نزدیک‌ترند.

با خودم فکر کردم که این بابا هم احتمالاًَ یک رگ و ریشه‌ی ایرانی دارد که این‌طوری شقیقه را با چیز ربط می‌دهد. آب و هوا چه ربطی به نظام سیاسی دارد؟

تا اینکه اتفاقی شروع کردم به خواندن کتاب چرا_ملتها_شکست_می‌خورند؟نوشته‌ی عجم اوغلو، استاد دانشگاه ام. آی. تی و رابینسون استاد دانشگاه هاروارد.

این دو اقتصاددان می‌کوشند به این پرسش پاسخ دهند که "چرا برخی کشورها ثروتمند، و برخی دیگر فقیرند؟"

این کتاب که مورد توجه شمار زیادی از متفکران قرار گرفته است، حقیقتاً نحوه‌ی نگاه و درک آدم را نسبت به جهان دگرگون می‌کند. خلاصه‌ی این کتاب را در چند جمله می‌آورم.

مناطق جغرافیایی بد آب‌وهوا، از کمبود منابع رنج می‌‌برند.
کمبود منابع، منجر به ناامنی بر اثر شورش و غارت و دست‌اندازی برای به دست آوردنِ‌ همان منابع اندک می‌شود.

ناامنی قابل تحمل نیست.
عده‌ای که توانایی بیشتری دارند به سرکوب باقی می‌پردازند و یک امنیت نسبی بر اساس زور ایجاد می‌کنند.

این عده‌ی محدود، هسته‌ی اولیه‌ی نهادهای نظامی و امنیتی را شکل می‌دهند.
این هسته‌ی محدود، به تدریج قدرت سیاسی را نیز در دست می‌گیرند.
این هسته‌ی محدود با به دست گرفتن قدرت سیاسی، قدرت اقتصادی را نیز در دست می‌گیرند.

حفظ قدرت سیاسی و اقتصادی در گرو محدود نگاه داشتنِ تعداد افرادی است که این هسته‌ی مرکزی را شکل می‌دهند.
تمرکز قدرت و ثروت در دست عده‌ای محدود، منجر به شکل‌گیری نوعی نظام سیاسی می‌شود به نام الیگارشی، که می توان آن را به اندک سالاری یا طبقه‌سالاری یا همان ویژه‌خواری ترجمه کرد.

تمرکز قدرت و ثروت در دست عده‌ای خاص، منجر به تشکیل دو طبقه‌ی اجتماعی می‌شود: فرادستان و فرودستان (فربگان و پابرهنه‌ها). برای نمونه حکومت صدام درعراق، حسنی مبارک در مصر، قذافی در لیبی، و بن علی در تونس که طبقه‌ی حاکم دارای ثروت‌های افسانه‌ای بودند، و فرودستان در فقر.

مهم‌ترین کار فرادستان، کنترل فرودستان با ابزارهای مختلف است: از زور و سرکوب گرفته تا تزویر به وسیله‌ی رسانه‌ها، آمار، حفظ امنیت، و حتی مفاهیم دینی و اخلاقی.

تمرکز قدرت و ثروت در فرادستان، مهم‌ترین ماشین تولید فساد سیاسی و اقتصادی است. به‌تعبیری، خودِ این سیستم، فساد است، نه اینکه فسادزا باشد.

تا هنگامی که این ماشین فساد وجود دارد، هیچ اصلاحی کارساز نیست. دقیقاً مانند پیوند زدن یک کلیه‌ی سالم به یک ارگانیسم ناسالم.

طبقه‌ی فرادست در نظام الیگارشی، همه چیزخوار و سیری‌ناپذیر است. این لِویاتانِ سیری‌ناپذیر حتی نهادهای مردم‌سالار مانند مجلس و قانون را در راستای تقویت قدرت و ثروت خود به بازی می‌گیرد.(مجلس رو با پول میخرن)

هیچ فرودستی امکان و حق ورود به طبقه‌ی محدود فرادست را ندارد، و اگر بر حسب اتفاق وارد شود یا باید نوکر آنها باشد، یا پس زده خواهد شد و حتی گاهی بازی طوری طراحی می‌شود که خود طبقه‌ی فرودست که به زندگی فرودستانه خو گرفته‌اند، علیه او خواهند شورید.

بر این اساس توسعه‌ی سیاسی مقدم بر تمام توسعه‌ها است. توسعه‌ی سیاسی یعنی نظارت و کنترل هسته‌ی حاکم، چرخش قدرت، و حرکت به سمت دموکراسی و مشارکت همگانی. فقر را می‌توان تحمل کرد (مانند هند)، اما فساد و تبعیض و ناعدالتی و ویژه‌خواری را نه.

توسعه‌ی سیاسی یک فرایند چند ده ساله و چه‌بسا چندصدساله است
دموکراسی یک شبه ایجاد نمی‌شود.

شورش فرودستان در صورت عدم آمادگی آنها برای تشکیل نظام‌های دموکرات، تنها به جابجایی قدرت و شکل‌گیری یک هسته‌ی محدود قدرت دیگر می‌انجامد.
(یعنی یه بد میره یه بدتر از اون میاد)
گام اول در از بین بردن نظام‌های فاسد الیگارشی دو مرحله دارد:

آگاهی و تربیت.
در درجه‌ی اول مردم باید از این وضیعت آگاهی یابند، و از آن مهم‌تر خود را برای زندگی اجتماعی بر اساس احترام متقابل، فرهنگ کار و تلاش، عقلانیت و مدارا و جمع‌نگری آماده سازند. از این رو این نظام‌هاهم با آگاهی مخالفند و هم با تربیت(درنتیجه سعی میکنن همه چیو فیلتر کنن)

آگاهی و تربیت یادشده تنها با مطالعه و آموزش‌های کوچک و هدفمند به دست می‌آید.

#دکتر_محسن_زندی
@naghdehalema
مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × چهار =