September 3, 2018 at 12:24PM

@zhuanchannel
فرض کنید مدل اقتصادی مون سه صنعت بیشتر ندارد: آموزش، ساختمان سازی و صنعت غذایی.

فرض می کنیم صنعت ساختمان به هر دلیلی دچار رکود شود و کارگران ساختمانی کمتری به سرکار بروند و مهندسان کمتری شاغل باشند در نتیجه تعدادی از افرادی که در بخش ساختمان شاغل بودند بیکار می شوند و این بیکاران دیگر پول ندارند که بچه هایشان رو بگذارند مدرسه یا دانشگاه و بخش آموزش هم راکد می شود و از آن طرف چون افرادی که بیکار هستند غذای کمتری خرید می کنند بخش غذایی هم راکد می شود و افراد جدیدی در صنایع غذایی و آموزش بیکار می شوند و موج بعدی رکود شکل می گیرد، یعنی الان صنعت ساختمان آماده تعدیل نیروی کار بیشتری است که باز روی بقیه صنایع اثر خواهد گذاشت…

و اینجوری است که رکود همه گیر می شود، الان صنعت ساختمان نه تنها کارگر کمتری لازم دارد، بلکه کاشی، سیمان و آجر کمتری هم لازم دارد، در نتیجه صنایع کاشی و سیمان و آجر هم کارگرهای کمتری لازم دارند و اون کارگرهای بیکار هم غذای کمتری می خواهند و …

و اینچنین دومینو شکل می گیرد، حال اگر این رکود با گرانی هم همراه باشد بدتر هم می شود.

در حالتی که رکود با تورم همراه هست، حتی اون کارگری که هنوز بیکار نشده علی رغم دریافت حقوق فقیرتر می شود و تدریجا به رکود می پیوندد و به خاطر شرایط صنعت و بیکاران زیادی که آماده گرفتن جایش هستند قدرت زیادی برای چانه زدن ندارد.

اینها رو گفتم که یه عده که فک میکنن اقتصاد با دستور و پمپاژ پول جلو میره بدونن که نه بابا اقتصاد یه علمه و با این زور زدنا درست نمیشه
#دکتر_مرتضی_عباد
مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 4 =