September 9, 2018 at 01:25PM

@zhuanchannel
من و همسرم بلافاصله بعد از دوره‌ی لیسانس با هم ازدواج کردیم.
تنها سه سال پس از آن بود که بسیاری از اصول حاکم بر رابطه‌مان فرو ریخت.
این دوره از زندگی من بسیار تاریک و مخوف بود.

تا آن زمان هرگز این حد از افسردگی را تجربه نکرده بودم. هر روز که از خواب بلند می‌شدم حس می‌کردم یک روزِ دیگر از این زندگی لعنتیِ جهنمی آغاز شد

مثل خیلی از افرادِ دیگری که تا به حال با چنین اغتشاشی در زندگی روبرو نشده بودند، نمی‌دانستم چطور باید با این افسردگی شدید مقابله کنم.
خورد و خوراکم خراب شده بود. شروع به سیگار کشیدن کردم.

چون به دلیل این افسردگی احساس شرمندگی می‌کردم، از معاشرت با دوستانم امتناع می‌ورزیدم. اگرچه خودم دانشجوی تحصیلات تکمیلی روان‌شناسی بودم، اما به‌طرز احمقانه‌ای از مراجعه به یک روان‌درمانگر اجتناب می‌کردم.

پس از یک ماه انزوای احساسی، شروع به نوشتن عمیق‌ترین افکار و احساساتم کردم. یادم هست برای یک هفته هر روز بعد از ظهر جلوی ماشین تایپ می‌نشستم و بین ده دقیقه تا یک ساعت انگشتانم در حال تایپ کردن بودند.

ابتدا درباره‌ی ازدواجمان نوشتم. اما خیلی زود نوشته‌هایم بر احساساتم نسبت به والدینم، روابط جنسی، کارم، و حتی مرگ متمرکز شدند. هر روز پس از نوشتن احساس خستگی، و در عین‌حال، رهایی می‌کردم.

در پایان هفته، احساس کردم که افسردگی‌ام در حال ناپدید شدن است. برای اولین بار، در آن سال (و شاید برای اولین بار در طول زندگی‌ام)، احساس کردم معنا و جهتی در زندگی پیدا کرده‌ام.
در نهایت احساس کردم که همسرم را عمیقاً دوست دارم و متوجه شدم که چقدر به او نیاز دارم.

هشت سال پس از این رویداد بود که سعی کردم بفهمم چرا نوشتنِ افکار و احساسات عمیق خود، تا این اندازه برای من راهگشا بوده است. نوشتن، سبب شد که من از یک شخصِ منزوی و تودار، به یک فرد باز و صریح تبدیل شوم …

تجربه‌ی شخصی من در چندین سال پیش نشان داد که حرف زدن، تنها راهِ رسیدن به بینش و آگاهی درباره‌ی‌ خودت و وضعیتت نیست.

هر وقت مایل بودید یا احساسِ نیاز کردید، شروع به نوشتن با قلم و کاغذ کنید؛ بی ‌هیچ قید و ترتیب و آداب و هدفی. صرفاً برای دل خودتان. سپس آنها را دور بریزید. بعد از نوشتن خواهید دید چقدر از نظر روانی تخیله روحی شده اید.

جیمز پنبیکر _ اقتباس از "من به روایتِ من"
نیما قربانی (1392)
@naghdehalema
مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − دو =