September 18, 2018 at 02:49PM

@zhuanchannel
مدیرکل زندان های استان تهران:
یکی از مددجویان زندان رجایی شهر که به جرم قتل و با محکومیت قصاص نفس در حین تحمل ۵ سال حبس بود
با قبولی در آزمون کارشناسی ارشد ۹۷، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی پزشکی یکی از دانشگاه های خوب کشور شد.

دو نفر دیگر هم از زندانیان ارشد حقوق قبول شدند.
دقت کنید اولی در رشته ای قبول شد که قرار است جان آدمیان را حفظ کند و به آنان زندگی ببخشد و دو نفر دیگر هم در رشته حقوق پذیرفته شدند که قرار است بسیاری را از زندان برهانند.

بگذارید مورد دیگری را هم با مرور کنیم:

وحید رجبلو یک توان یاب (بگذارید از اسم دوست نداشتنی معلول استفاده نکنیم) است که ۹۸ درصد بدنش از کار افتاده‌است. و تنها با توان محدودی که در دست راستش باقی مانده کارهای مهمی انجام می‌دهد.

پسر ۳۰ ساله کرجی که با بیماری ژنتیکی SMA به دنیا آمد و به مرور قدرت دست و پایش را از دست داد. اما وحید بیش از ده سال است که دستش توی جیب خودش است و دارد یک تنه خرج زندگی را با برنامه‌نویسی و طراحی وب می‌دهد.

تحصیلاتش را نتوانست بابت شرایطش ادامه بدهد چون مدارس ثبت نامش نمی‌کردند. بنابراین تا دوم دبیرستان بیشتر نخواند و همان را هم غیرحضوری خواند. بعد از آن پای کامپیوتر نشست و خودآموز برنامه نویسی یاد گرفت و وارد بازار کار شد. تنها هم کار می‌کند.
نمی تواند تیمی کار کند چون توان رفت و آمد ندارد. چندسالی که کار کرد، بیماری‌اش واقعا پیشرفت کرد. تا اینکه به فکر ایجاد سامانه‌ای افتاد به نام «همیارمهر» با هدف رفاه زندگی توان یابان. او اکنون یک کارآفرین خوش آتیه است.

مورد سوم را با هم مرور کنیم:

وقتی با لباس زندان و دستبند، پای به دادگاه می‌گذارد و 70 طلبکار خشمگین را روبه‌روی خود می‌بیند، با خودش عهد می‌بندد در صورت خلاصی از این مخمصه، در کسب و کار تازه‌اش، با حساب و کتاب قدم بردارد؛

کسب و کاری که در آن نه از چک برگشتی و ورشکستگی خبری باشد و نه از بی‌اعتباری و بی‌آبرویی و تنهایی.

شاید در پائیز 1384 وقتی زندانی بدهکار با زبان خواهش و منطق قول پرداخت تمام بدهی‌هایش را در صورت آزادی از زندان می‌داد، هیچ کدام از شاکیانش باور نمی‌کردند، او بدون داشتن کمترین سرمایه و اعتباری بتواند فروشگاه زنجیره‌ای‌اش را راه‌اندازی کند و در مدت 6 ماه، شعباتش به 106 و درآمدش به 5 میلیارد تومان برسد.

اما او به توانایی و خلاقیت و پشتکار خودش ایمان داشت؛ ایمانی که کمکش کرد با 300 میلیون تومان بدهی کاری را شروع کند که او را به اوج موفقیت برساند. نام او بابک بختیاری، موسس آیس پک است.

تحلیل و تجویز راهبردی:

شنیدن سرگذشت زندگی پرفراز و نشیب کسانی که بارها زمین خورده و دوباره برخاسته اند و یا در شرایط بسیار دشوار یا محدودیت های کمرشکن همچنان امیدوار و فعال باقی مانده اند، می تواند چارچوب شکن باشد.

یک مروارید گرانبها را در نظر بگیرید اگر زیر یک تن خاک هم برود باز هم همان ارزش را دارد.
چرا که ما ارزش آن مروارید را بر اساس خاکی که روی آن است (موقعیت کنونی) تعیین نمی کنیم بلکه بر اساس ارزش خود آن مروارید (پتانسیل های آتی) می سنجیم.

ورشکستگی
فلج شدن
طلاق
زندانی شدن
حتی قاتل بودن

هیچکدام، هیچکدام پایان راه شما نیست.

#دکتر_لشکربلوکی
مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده − شش =