September 1, 2019 at 10:44PM

@zhuanchannel

این جمله ای است که در اول فيلم آپوکالیپتو (Apocalypto) یا آخرالزمان از قول ويل دورانت آورده میشود:
«هيچ تمدنی از بيرون مغلوب نمی شود، مگر آنكه از درون نابود شده باشد»
هر چند،فیلم روایت‌گر انقراض تمدن مایا است اما تفاوت چندانی نمی کند و تقریبا، تمامی جوامع دچار چنین سرنوشتی میگردند و از درون مسخ و متلاشی میگردند و در واقع،حملات خارجی تنها تلنگری بیش نیستند.هنگامیکه حرص و آز سیری ناپذیر قدرتمداران،شکافهای طبقاتی را به دره هولناکی بدل می کند و کینه و نفرت را در دلهای مردم انباشته میکند.

اما در این فیلم دیالوگی وجود دارد بین شمن پیرو جوانانی که پس از بازگشت از شکار در یک جنگلی بارانی به دورش جمع شده اند. این دیالوگ، چنان ارزشمند است که باید بارها و بارها خوانده خوانده شود:

و انسان تنها و محزون نشسته بود حیوانات به دورش حلقه زده بودند. گفتند دوست نداریم تو را اینچنین غمگین ببینیم هر چه از ما دوست داری درخواست کن، دریغ نخواهیم داشت.

انسان گفت: "من می خواهم تیزبین باشم."
کرکس پاسخ داد:"من به تو تیزبینی می بخشم."

انسان گفت:" می خواهم قوی باشم."
ببر گفت: "تو مثل من قوی خواهی شد."

سپس انسان گفت: "میخواهم اسرار روی زمین را بدانم."
مار گفت: "من آنها را به تو خواهم آموخت."

و هر یک از حیوانات استعداد خود را به انسان دادند و بدین ترتیب، انسان، تمامی استعدادهای همه حیوانات را صاحب شد.
در این زمان جغد به حیوانات رو کرده گفت:
"اکنون انسان خیلی می داند و خیلی کارها می تواند انجام دهد من از او خیلی می ترسم…!"
آهو گفت: "انسان به آنچه میخواست رسید و حالا دیگر غم و اندوهش پایان خواهد یافت "

اما جغد در جوابش گفت:
" نه خیر، حفره ای در انسان می بینم که هرگز پر نخواهد شد و حرص و آزی سیری ناپذیر خواهد داشت و هرگز از اندوختن و افزون طلبی باز نخواهد ایستاد و همین سبب اندوه بی پایان و بلای جانش در دنیا خواهد شد "

#علی_مرادی_مراغه ای
مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × چهار =