November 9, 2019 at 10:46PM

@zhuanchannel

چند هفته پیش توی فرانسه اتفاق جالبی افتاده بود. داستان از این قرار بود که پیرزنی سال‌ها تابلوی نقاشی کوچکی را یک گوشه آشپزخانه محقرش به دیوار زده و همیشه فکر می‌کرده که این یک تابلوی مذهبیست که از روسیه آمده. یک تابلوی بیست در بیست که مسیح را در حالتی ناراحت بین عده‌ای که او را مسخره کرده‌اند نشان داده.
تابلو آنقدر بزرگ و شیک نبود که اتاق نشیمن را تزئین کند و پیرزن احتمالا آنرا گوشه آشپزخانه گذاشته تا گهگاهی چشمش به مسیح بیفتد و به هر حال دیوار آشپزخانه هم خالی نباشد. ماه گذشته که پیرزن تصمیم می‌گیرد خانه را عوض کند، همه وسایل خانه را به حراج می‌گذارد و سعی می‌کند این تابلو را هم، همان لالوها بفروشد تا شاید چند فرانک بیشتر دستش را بگیرد. اما وقتی به پیشنهاد یکی از دوستانش تابلو را به کارشناس برای قیمت‌گذاری می‌سپارد متوجه می‌شود که تابلو اثر چیمابونه (هنرمند قرن سیزدهم) بوده و هفتصد سال قدمت دارد. پنج روز پیش هم تابلو را در یک حراجی به فروش می‌گذارد و یک شیر پاک خورده‌ای آنرا ۲۴ میلیون یورو می‌خرد!
حالا این تابلو رکورد فروش تابلوهای قدیمی را در جهان شکسته و نان پیرزن و خانواده‌اش را در روغن شناور کرده و احتمالا کل خاندانش تا سه نسل بعد، در خامه عسل می‌خوابند.
به نظرم همه ما هم تابلوهای ارزشمندی گوشه وجودمان داریم که خودمان ارزشش را نمی‌دانیم و گهگاه کسی یا اتفاقی باعث کشفش می‌شود. اتفاقی که مثل عبور شهاب سنگ، آسمان تاریک زندگی را ناگهان روشن می‌کند. اما مشکل اینجاست که این شهاب‌سنگ شانس، تقریبا هر هزارسال یکبار می‌گذرد و عمر خیلی از ما به آن قد نمی‌دهد.
همه ما گاهی متن‌های زیبایی می‌نویسیم، نقاشی‌های قشنگی گوشه دفترمان می‌کشیم یا حتی آواز زیبایی در خلوت زمزمه می‌کنیم. نمی‌دانم، شاید این‌ها بارقه‌هایی از همان استعدادهای باارزش و خاک خورده درونیست که خودمان آستین همتی برای کشفش بالا نزده‌ایم‌. همان تابلوی کوچک به‌نظر بی‌ارزش.

استادی داشتم که هروقت بی‌تحرکی ما نا‌امیدش می‌کرد، پای پنجره می‌ایستاد و می‌گفت : "دانشگاه که گذشت. حداقل سعی کنید ساده و بی‌تاثیر نمیرید.
از اون آدم‌هایی نباشید که تمام استعدادها‌شون رو از لحظه تولد بی‌استفاده با خودشون اینور و آنور می‌کشند و آخرش هم با حسرت یک زندگی خوب در دل، همه رو با خودشون زیر خاک می‌برند و تجزیه می‌کنند".
نمی‌دانم مرگ من چقدر استعداد دست‌نخورده به خاک می‌بخشد، اما امیدوارم حداقل مثل دوران جوایی آن پیرزن زندگی نکنم. مثل فقرایی با دارایی‌های بزرگ.

#آقای_مترجم
@mrinterpreter
مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − پنج =