January 27, 2020 at 10:20PM

@zhuanchannel
هی نگویید ملت بزرگ، ملت نجیب
ملتی که وارد دروازه‌های تمدن بزرگ بشری شده‌اید
ملتی که تا ابرقدرت‌های بزرگ اسم شما را می‌شنوند پشتشان می‌لرزد. آیا واقعاً اینطور است؟!

صراحت داشته باشید. بگویید ملت بگردید ببینید چه کم داریم؟
چرا اینقدر درمانده‌ایم؟
چرا با این همه درآمد استثنایی نفتی که طی سی سال گذشته داشته‌ایم تا یک دلار قیمت نفت کم می‌شود همه را وحشت می‌گیرد؟ چرا متوسط کار مفید ایرانی‌ها در روز به زیر سی دقیقه میرسد؟

چرا پای صنعت اتومبیل‌سازی ما بعد از سی سال مونتاژ هنوز اینقدر لنگ میزند؟ چرا برای پیشبرد هر کار کوچکی باید روزها و در بعضی مواقع ماه‌ها و سالها وقت گذاشت و اعصاب خراب کرد؟

چرا کارمندان ادارات در اکثر مواقع پدر ارباب رجوع را در می‌آورند بدون آنکه فکر کنند فردا نوبت خودشان است که در نقش ارباب رجوع اداره‌ی دیگر ظاهر شوند؟
چرا سن سکته در این کشور زیر چهل است؟
چرا بی‌اعتمادی هر روز گسترده‌ترمی‌شود؟
فساد بنا به گفته بسیاری ازدست‌اندرکاران از حد متعارف بالاتر است؟

خانم خانه، کدبانوی خانه از مقدار پرتقالی که برای بچه‌هایش می‌خرد اول تعداد درشت را سوا می کند برای‌میهمان، کوچک‌ها و یا بعبارتی درجه دو‌هایش را میدهد به بچه‌ها. یعنی چه؟
یعنی اینکه میهمان بداند ما همیشه پرتقال درشت مصرف می‌کنیم.
این را می‌گویم تظاهر که قبلاً گفتم اگر مسئله میهمان‌نوازی باشد باید شامل آن پیرزن خدمتکار خانه هم بشود که هفته‌ای یکی دو روز برای‌ کمک به منزل می‌اید.
در صورتیکه می‌دانیم نمی‌شود.

بدون شک من هم خوب بلدم خود و سایر هموطنانم را باهوش‌ترین، پرکارترین، مهربان‌ترین، اصیل‌ترین و تربیت شده‌ترین نژاد روی زمین قلمداد کنم، ایرانیان را از نژاد آریا با تمدن شش هزار ساله‌اش انسان‌ترین انسان‌های روی کره زمین معرفی نمایم

خوب بلدم بگویم ما ایرانیان شجاعت ‌شیر، سخاوت خاتم و … و … چه داریم. ولی میدانم که با استقبال از ” شعار ” و احترام از ” شعور ” خود را غافل نموده و بعضی‌ها را فریب داده‌ام و هم چنین میدانم که با گفتن و عنوان کردن معایب اخلاقی‌مان عده زیادی علی الخصوص آنهایی که در ذهنشان از ایران و ایرانی بتی ساخته‌اند و به او عشق می‌ورزند، ناراحت می‌شوند.

ولی با وجود تمام اینها ترجیح میدهم که واقعیت را هرقدر تلخ عنوان کنم تا مصلحین به گفتار آیند و دست‌اندرکاران به حرکت.

بخشی ازکتاب جامعه شناسی خودمانی_چرا درمانده ایم
حسن نراقی

پ.ن:شاید کافیست گاهی حفاظ های دور مغزمان را برای مدت کوتاهی هم شده پایین بیاوریم و اجازه اختلاط دنیای خود را با دیگران بدهیم
مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + پنج =