@zhuanchannel
یه شاگردی دارم به اسم توشینوری،
شصت و خوردهای سالشه و رسپشن یه
مهمانخانۀ بین المللیه. برعکس اکثر
ژاپنیها بسیار پرشور و خوش صحبت و
پر انرژیه. هر روزی که توشی میاد، همه
خوشحالن چون کلی داستان و ماجرا از
مهمانخانه داره که با آب و تاب برامون
تعریف کنه.
چند وقت قبل توشی برای یه سفر کوتاه
رفت هند و مسلما همه منتظر بودن با یه
دنیا حرف و تعریف کردنی بیاد.
وقتی اومد، چیزهای زیادی از خوبیها و
بدیها تعریف کرد از جمله کثیفی و
وضعیت فاجعۀ بهداشت هند. حالا به قول
خودش بالاشهر و جای تمیز رفته بود.
گفت شب رسیدم هتل کنار اقیانوس، صبح
به مسئول رستوران گفتم وای دیشب چه
لذتی بردم از صدای امواج!
اون آقا خندید و گفت اون صدای امواج
نبود، صدای میلیونها بطری پلاستیکی
بود که آب با خودش میاره و میبره! اما
چیزی که براش بیشتر از همه عجیب
بود، این بود که چرا مردم به فکر جای
زندگی خودشون نبودن و همه جا آشغال
میریختن.
اینکه از پنجره ماشین زباله میریختن و
دور سطلهای آشغالها پر بود و داخلشون
خالی!
بهش گفتم هند رو نمیدونم اما توی
کشور ما و کلا منطقۀ خاورمیانه، یه
فرهنگ «خدمتکاری» وجود داره.
مدرسه، کوچه، اداره، همه رو خدمتکار و
مستخدم و آبدارچی تمیز میکنه.
از مدرسه و ادارهها و خیابون تا حتی
کارهای خونه! اگر تو مدرسه به بچهها
بگن باید مدرسه رو هر روز تمیز کنید،
حتما والدین اعتراض میکنن!
با تعجب منو نگاه کرد و گفت اینجا حتی
بچههای خاندان امپراطوری هم باید در
شستن توالت مدرسه با بقیه مشارکت کنن!
خب اینا بزرگ بشن چطور یاد میگیرن
کارهاشونو انجام بدن؟ احساس مسئولیت
که تئوری نیست، باید عملی یاد بدن!
اینجا در ژاپن، نه مدارس مستخدم دارن،
نه ادارات آبدارچی، نه خیابونها رفتگر.
بچهها کلاسها و حیاط و توالت رو
میشورن، همسایهها محل خودشون و
پارکهای اطراف رو تمیز میکنن و
کارمندها به نوبت تمیزکاری میکنن، و
کارکنان و مدیر، خودشون برای خودشون
چای و قهوه درست میکنن! همه
کارهاشونو خودشون انجام میدن و این
کشور در نهایت تمیزیه
از کانال فرنگ نوشت
مجله هنرى ژوان
دیدگاهتان را بنویسید