March 4, 2020 at 10:40PM

@zhuanchannel
می‌بینی عزیزم؟ انگار دنیا هیچ‌وقت از سیاست خالی نمی‌شود تا ما بتوانیم پنجاه دقیقه درست‌وحسابی از خودمان حرف بزنیم پشت تلفن. من فقط از دل‌تنگیم بگویم و این‌که برنامه ریخته‌ام آخرِ ماه سه‌چهار روزی کار و بارم را ببندم به درخت و بیایم پیشت، و تو فقط از دل‌تنگیت بگویی و این‌که این دوسه‌ماه چه‌کردی و چه‌جوری گذشت.

این‌قدر همه‌چیز پیچیده شده در حوادث، و این‌قدر صدای طبلِ پی‌درپیِ اخبار، بلند است که احوالپرسی‌مان هنوز تمام نشده، من فوری می‌گویم:
«فهمیدی تلویزیونِ الدنگ دیشب چی پخش کرد؟» و تو می‌‌پرسی: «دیدی فلانی توئیت کرده که…؟»

از هواپیمایی می‌گوییم که علامت‌سؤال‌هاش دفن شد زیرِ کرونا، از دروغ‌هایی که هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند و فقط از اتفاقی به اتفاق دیگر منتقل می‌شوند!
از انتخابات که این‌بار چندان برای فاطی تُنبان نشد
از دودوتایی که شد شونزده‌تا! از کرونا‌بازیِ حضرات و مسابقه‌ی تهوّع‌آورِ «منم کرونایی شدم‌»شان با دوتا ایموجیِ هارهار
از سلسله‌کلیپ‌های لیس‌زدن! از تعطیلی، از ورشکستگی، از اولین جمعه‌ی بدونِ «مرگ ‌بر همه به‌جز ما»
ازین‌که دوباره یک بدبختی‌ای آمد و جماعتی بارشان را بستند و خیلی‌ها به خاک نشستند و عده‌ی دیگری که قبلا به خاک نشسته بودند، رفتند زیر خاک!
و…

خبرهایمان که تمام می‌شود، می‌بینیم هیچی از خودمان نگفتیم.
نه تو وقت کردی از اوضاعِ محل کارِ جدیدت بگویی، نه من از خوابِ دیشبم.

سیاست‌مدارها که منقرض شوند، خیلی حرف‌ها هست که باید بزنیم اگر یادمان مانده باشد!‌
#محمدجواد_اسعدی
@gharar_5shanbeha
مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + هجده =