اگر زنان “پول” نداشته باشند، “رای” به چه کارشان میخورد ؟

 

اگر زنان “پول” نداشته باشند، “رای” به چه کارشان میخورد ؟

” وولف” اعتراف می‌کند که آنچه که زندگی او را متحول ساخت اعطای حق رای به زنان بریتانیا نبود، بلکه ارثیه‌ی قابل‌توجهی بود که از عمه‌اش به ویرجینیا رسید:
“خبر ارثیه‌ام یک شب به من رسید، تقریبا در همان زمان که قانون اعطای حق رای به زنان تصویب شد.
فهمیدم که او(عمه) مادام‌العمر سالی پانصد پوند برایم به ارث گذاشته. به نظر می‌رسید از آن دو_حق رای و پول_ پولی که صاحبش شده‌ام، قطعا بسیار مهم‌تر است”

بعد از این ارثیه بود که او توانست زمان‌ و مکان‌هایی از آن خود داشته باشد؛ بعد از آن بود که توانست فراغتی برای کتاب‌خواندن و پرداختن به امور مورد علاقه‌اش داشته باشد، خانه و اتاقی مستقل برای خود داشته باشد، آزادانه‌تر در محافل و مکان‌های شهری رفت و آمد کند، فرصتی برای دوستی و سفر بیابد.

دیگر “ویرجینا” مجبور نبود به کارهای متفرقه برای گذران زندگی مشغول شود: کارهایی مثل کتاب‌خواندن برای خانم‌های پیر، ساختن گل‌های مصنوعی، یاد دادن الفبا به بچه‌های کوچک در یک مهد کودک…

ویرجینیا آزاد شده بود؛ آزاد از “انجام‌دادن مداوم کاری که نمی‌خواستی انجام بدهی”.
“به راستی جالب است که یک درآمد ثابت، چه تغییری در روحیه‌ی آدم به وجود می‌آورد. هیچ نیرویی در دنیا نمی‌تواند پانصد پوندم را از من بگیرد”.

“لازم نیست تملق مردی را بگویم؛ او چیزی ندارد که به من بدهد”….”ارثیه‌ی عمه‌ام برای من پرده از پهنه‌ی آسمان برداشت، و منظره‌ای از آسمان باز و پهناور را جایگزین پیکر تنومند و باابهت آقایی کرد که میلتون برای پرستش ابدی من در نظر گرفته بود”

و همه‌ی این فراغت‌ها، گشوده‌شدن درهای آسمان و رازهای جهان، همه‌ی این مکاشفات، هیچ شباهتی به مکاشفات ماورای‌طبیعی مردان بزرگ نداشت، آنها صرفا موهبت‌هایی بودند که اسباب آن، ارثیه‌ی عمه‌جان بود.

ویرجینا وولف بدین‌ترتیب، از یکسو، ادعاهای بوروکرات‌های دموکرات را به سخره می‌گیرد و چیز رهایی‌بخشی در “حضور در پای صندوق رای” نمی‌بیند، از سوی دیگر، به نحو غیرمستقیم از نوعی “دموکراسی تحقق نایافته” حرف می‌زند که به معنای امکان‌های برابر در دسترسی آزادانه به “زمان‌ها” و “مکان‌ها” است
(نه اینکه فقط در روز انتخابات، زنان به تکاپو افتند و در باقی روزها و جاها دوباره در دالان خود بخزند و خاموش شوند).

این “دسترسی برابر” را پول برای آنها ممکن می‌کند، نه صندوق رای!
در اینجا صدای مارکس به گوش می‌رسد؛ اگر زنان “پول” نداشته باشند، “حق رای” به چه کار آنها می‌آید!…
ویرجینیا زنان را به کسب یک مهارت رهایی‌بخش دعوت می‌کند:
هنر بزرگ پول‌درآوردن!

عارف دانیالی

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار + ده =