روز مادر را به تمام مادرانی که سالها چشم به در دوخته اند تا کودک دیروزشان از در به در آید ، تبریک میگویم .
به تمام مادرانی که چین و چروک روزگار بر گونه هایشان نشسته و زنبیل به دست هر صبح در صف نان و شیر می ایستند تا سفره صبحانه بی رمق نماند
به مادرانی که مهربانی می کنند اما نامِ ناخوشایند نا مادری دارند
مادرانی که صبورانه بند کفش کودک مدرسه ایشان را گره میزنند و در کیف لقمه میگذارند
به مادرانی که نان آور خانواده اند و خسته از کار برمیگردند و شب هنگام ،از لالایی که برای کودکشان میخوانند خود،به خواب میروند

به مادران عشایری که مشک بر دوش از چشمه ها آب میاورند
به زیر سیاه چادرهاوصورت شکسته شان بی سرمه سخت زیباست.
به مادرانی که دخیل بستند و عروسک در آغوش خفتند،اماهیچگاه صدای خنده فرزندی در خانه شان نپیچید کسی « مادر» صدایشان نکرد .

به مادرانی که گور سرد فرزندشان را به گلاب چشم میشویند
به مادرانی که فقر را با لبخند تحمل می کنند
و هیچگاه حتی به کلامی و نگاهی تنگدستی مردشان را به رویش نمی آورند

به مادرانی که در آسایشگاها تنها مانده اند و برای هم خاطرات شیطنت های بچه هایشان را به صورت قصه میگویند ، تبریک میگویم .

روز مادررابه مادرانی که خود گرسنه می خوابند اما از شیره جانشان به کودکشان شیر میدهند

به مادرانی که تندی و تلخی مرد را در هق هق گریه پنهان می کنند .
به مادرانی که عید ها خود لباس نو نمی خرند و بزرگوارانه هیچ نمی خواهند

به مادرانی که سالها به قالی گره میزنندو چشمهایشان کم سو میشود
وسر انگشتشان صاف که شاید گره از زندگیشان بگشایند تبریک میگویم

به مادرانی که طلایشان را میفروشند تا کودکشان به مدرسه برود و دخترشان جهیزیه بخرد برای خانه بخت

به مادرانی که کودکشان را به پشت می بندند واز بام تا شام نشا میکارند و شب هنگام تنشان بوی عطر برنج میدهد

به مادرانی که پاکی وقار و لیلی بودن را به دخترانشان می آموزند ، به مادرانی که انگشتشان لای موهای کودک تبدارشان میلغزد وتا سحر پلک نمی بندد و دعا می خوانند

به مادرانی که از خاک وطن دورند
اما دل با این سرزمین پر مهر دارند
به مادرانی که این سرزمین هرچه مرد واقعی دارد، از وجود پاک و مقدس آنان است از اعماق وجود و جان تبریک میگویم . ❤️

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

19 − 7 =