June 20, 2022 at 02:00PM ‘s Post

@zhuanchannel

می‌گویند در کوه‌های آند
دو قبیله متخاصم در کوه‌پایه و ارتفاعات زندگی می‌کردند.

روزی ساکنین کوه به سرزمین پایین حمله و غارت کردند، نوزادی را نیز از روستا ربودند. مردم پایین‌کوه از این کار خشمگین شده و تصمیم گرفتند درس خوبی به غارت‌گران بدهند.

اما نمی‌دانستند چگونه باید از کوه بالا بروند. آن‌ها مسیرهای عبوری که کوه‌نشینان از آن استفاده می‌کردند را نمی‌شناختند.

بهترین جنگ‌جویان راهی شدند. پس از چند روز تلاش آن‌ها توانستند چند صدمتر صعود کنند، احساس ناامیدی و درماندگی کردند و تصمیم گرفتند به روستا بازگردند که مادر آن نوزاد را دیدند که از کوه پایین می‌آید.
مادر به همراه نوزادش از کوهی پایین می‌آمد که آن‌ها نتوانسته بودند از آن بالا بروند. باورش سخت بود

آنها به مادر نوزاد گفتند با این‌که ما مردانی بسیار قوی هستیم نتوانستیم از این کوه بالا برویم. مادر در چشمان‌شان نگریست و گفت: چون این نوزاد فرزند شما نبوده

وقتی هدف خود را مشخص می‌کنید به ذهن خود فرصت می‌دهید که به آن فکر کند

به ذهن‌تان چند جفت چشم می‌دهید که انسان‌ها و ایده‌های جدید را ببیند و به این صورت دنیای بیرون‌تان با دنیای درون‌تان که همان هدف‌تان است منطبق می‌شود.
By: via مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شش + هجده =