June 29, 2022 at 02:14PM ‘s Post

@zhuanchannel

چندخطی برای طفلکی‌های کنکوری و جویندگان شغل

وقتی به عنوان کارمند یک شرکت خصوصی هشت ساعت یا حتی بیشتر در محل کارم، وقتی به‌عنوان دانشجوی ادبیات سرِ کلاس‌ها حاضر می‌شوم، وقتی به‌عنوان یک دستیار پژوهش باید به مدیر تیم خبر بدهم که کار را تا کجا پیش ببرم، وقتی باید تکلیف کلاس‌هایم را سروسامانی بدهم تا با آمادگی سر کلاس‌ها حاضر باشم، وقتی متاهل بودم و باید به خانه‌وزندگی که حالا آن را ندارم، رسیدگی می‌کردم…

تا خودِ شب می‌توانم از این «وقتی‌ها…» بنویسم. اما قصدم فهرست‌کردن این وقتی‌ها نیست.

دیشب در یک مکالمه تلفنی جمله‌ای از دوستم شنیدم که خیال کردم آن‌قدر مهم و اعتباردار است که می‌شود آن را به کل زندگی تعمیم داد.

داشت می‌گفت اگر نسبت خودت را با زندگی و امکاناتی مثل پول، موقعیت اجتماعی، محبوبیت و… پیدا نکنی، درصورت نداشتن همه این‌ها از درون فرو می‌پاشی.

بیشتر حرفش معطوف به وضعیت اقتصاد و بی‌پولی بود.
می‌گفت اگر معنایی برای سبک زندگی‌ام نداشتم، این بضاعت اندک مالی، حالم را بدتر می‌کرد.

حالا من همه آن وقتی‌ها در اول نوشته را پشت سر هم ردیف کردم تا بگویم من خودم را در نسبت با همه آن موقعیت‌ها فهم کرد.
و آدمی اگر برای بودن در هر موقعیتی معنایی نداشته باشد، به دست آوردن هر کدام از آن‌ها می‌تواند شروع جذابی برایش داشته باشد و در ادامه نامیدانه از خودش بپرسد «همه‌اش همین؟»

برخلاف موج «خب آخر دانشگاه چی» یا «اول و آخر که یه حقوق بخور و نمیر می‌گیریم» و… به‌عنوان کسی که در هر سه مقطع تحصیلی‌اش در دانشگاه کار کرده است باید بگویم، درست است که مدرک تحصیلی ما هیچ تضمینی برای داشتن شغل نیست، اما دانشگاه‌رفتن هم کاری عبث نیست.

دانشگاه‌رفتن وقتی بیهوده است که تمام هدف ما گرفتن آن تکه‌کاغذ مدرک برای واردشدن به بازار کار باشد.

دانشگاه خوب است، وارد بازار کار شدن خوب است، تجربه حضور در ساحت‌های مختلف اجتماعی خوب است، ازدواج کردن و فرزندآوری خوب است
اما به گمانم یک شرط دارد:
از انتظارات سطحی و معمولی که همه آدم‌ها آن را دارند، فاصله بگیریم و دنبال معنای خودمان باشیم.

چیزی که حالا فهمیده‌ام این است: اگر به دانشگاه‌رفتن به فرصتی جز گرفتن مدرک نگاه کنیم، اتفاقا چیزهای خوبی در انتظار ماست. به داشتن شغل، بیشتر از فرصتی برای کسب درآمد به‌عنوان جایی برای پیداکردنِ خودمان در محیط غیرخانواده نگاه کنیم، اتفاقا داشتن شغل سگ‌دوزدن نیست. اگر نگاه‌مان به ازدواج و فرزندآوری چیزی بیشتر از همراه شدن با جریان عمومی داشتن همسر و داشتن بچه، «چون همه دارند» باشند، اتفاقا ساحت تازه‌ای از خودمان را درک خواهیم کرد.

همه‌چیز خوب است، اگر معنایِ خودمان را در نسبت با چیزی پیدا کنیم.

برای همین اگر همین امروز و فردا و پس‌فردا کنکور دارید، جویای کار هستید یا در شُرُف ازدواج یا فرزندآوری، مایلم بگویم اتفاقا همه این ساحت‌ها پر از شگفتی است اگر که نسخه اصیل خودمان را پیدا کنیم.
@fatemehbehruzfakhr
By: via مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 2 =