July 11, 2022 at 10:02PM ‘s Post

گدای تایید دیگران

فعالیت ها و تلاش ها و جان کندن های ما نهایتا به یک "به به" خشک و خالی ختم می شود. ثروت و لیسانس و شهرت و همه چيز را فقط برای همین "به به" می خواهیم.
عجیب است که ما بیشترین آزار را از انسان می بینیم بیشترین ترس را از او داریم، حتی بیشترین نفرت را نسبت به او داریم، معذلک تمام زندگی خود را منحصر به رابطه با این موجود کرده ایم، نه اینکه این موجود را دوست داشته باشیم؛ نه، ما فقط گدای تأیید او هستیم. مدام به دنبال این موجود می دویم، برای او هزار دلقک بازی و نمایش در می آوریم، به او هزار التماس می کنیم، به او هزار رشوه می دهیم فقط برای یک تأييد لفظی او. و می بینی انسان چه موجود مسخی شده است!؟ این واقعا فاجعه نیست که انسان در ازاء یک سوداگری هوایی و بر سر هیچ و پوچ، خودش را از آغوش هستی بریده و با چشمان وحشت زده و ملتمسانه چنگ به دامن انسان افكنده و می گوید:"رحم کن، فقط به من نگاه کن، با من حرف بزن، به من بگو که وجود ندارم، وجود مرا تایید کن …"؟
چرا فقط انسان باید برای ما مطرح باشد؟ چرا نسبت به هر رابطه ای که پای انسان در آن نباشد بی اعتنایيم؟ تو چرا لیسانس خواهرت را جشن گرفتی ولی حضور خورشید را جشن نمیگیری؟ این جشن دارد یا آن؟ خدایا ما را کمک کن تا عمق پوچی ای را که غرق در آن شده ایم درک کنیم. این صبح و این جنگل و این سکوت جشن ندارد، ولسي ليسانس روزنامه نگاری خواهر من جشن و چراغانی دارد! تو چرا به استقبال خورشید نمی روی، چرا با آمدن روز هلهله نمیکنی؟ ولی اگر امشب قرار باشد دایی جان سرهنگت به خانه تان بیاید ببین چه برو بیایی میکنی و قیل و قالی راه می اندازی و کوچه را آب و جارو می کنی! نه؟
در هیچ موردی نیست که این عجوزه یک خصوصیت مخرب را بر ما تحمیل نکرده باشد، ما را از یک کیفیت وجودی زیبا و مطلوب محروم نکرده باشد. اگر توجه کنی میبینی هر برنامه، هر هدف و هر رفتار و عملی که پای "ارزش” در آن نباشد، چندان چنگی به دل نمی زند. مثل اینکه ما زندگی و عمل را فقط موقعی می دانیم و برای آن اهمیت قائلیم که امید ارزشی در آن باشد.

محمد جعفر مصفا
رابطه
ص 208 و 209

@Khodshenasivo
کانال عرفان و خودشناسی
By: via مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفت + دو =