July 13, 2022 at 10:22PM ‘s Post

@zhuanchannel
هچی مثلِ احساسِ به درد بخور بودن، به آدمیزاده جان نمی‌دهد
اینکه احساس کنی وجود داری، و وجود داشتنت برای دیگران اهمیت دارد.
اینکه احساس کنی دیده می‌شوی و آنچه برای تو مهم است برای دیگران هم مهم است؛‌ یا لااقل به چشمشان می‌‌آید.

بیایید نسبت به همدیگر ضدّ حال نباشیم. آدمها نیاز به دل‌خوشی دارند؛ حتی دل‌خوشیهای توهمی.
دلخوشی که نباشد آدمیزاده زنگ می‌زند. می‌پوسد. مگر ما از چه ساخته شده‌ایم؟

همدیگر را ببینیم. آدمها نیاز به دیده شدن دارند. توانایی‌هایشان را. تلاششان را. خوبی‌هایشان را.
خوب حرف زدنشان را. خوش لباس بودنشان را. خوش خط بودنشان را.
خوب جوک گفتنشان را. خوب نوشتنشان را. دست‌پختشان را.
هنرهایشان را. خوب ورزش کردنشان را. موفقیت‌هایشان را.
خریدهایشان را. بَر و رویشان را. حتی تلاش‌ها و نمایش‌هایشان برای جلب توجه را.

کافیست خوب نگاه کنیم.
آدم‌ها خیلی چیزها برای دیدن دارند. برای آفرین گفتن. برای باریک الله گفتن. برای الهی قربونش برم گفتن.

بی توجی مثل خاک است. سرد است. یک‌جور مرگ است. فراموش شدنِ تدریجی. کسی که دیده نمی‌شود احساسِ مرده بودن دارد.

بیایید همدیگر را پیش از مردن ببینیم. برای توجه به دیگران، برای گل دادن به آن‌ها، برای تعریف کردن از خوبی‌هایشان منتظر مراسم تدفینشان نباشیم.

بیایید کلیشه‌های مزخرف را دور بیندازیم که آدمها با توجه مثبت و خالصانه پررو می‌شوند. هر گز این‌گونه نیست. آدم‌ها با توجهات مهرآمیز و توجه به توانایی‌هایشان پررو نمی‌شوند؛ آدم‌تر می‌شوند.

گاهی یک توجه کوچک، یک تعریف، یک لبخند یا حتی یک آفرین و باریک الله گفتن از آدمی فرشته می‌سازد.
پرِ پرواز به او می‌دهد. زیر و رویش می‌کند. به ویژه در نوجوانان و جوانانی که گرفتار بحران هویت هستند.

چه ضرورتی دارد که به همدیگر ضدحال بزنیم؟ تفِ سر بالاست. آخرش با حس کینه و خشم و انتقام به سمت خود آدم کمانه می‌کند.

به جای ضدحال بودن می‌توانیم همدیگر را تقویت کنیم. احساس امید و توانایی به یکدیگر بدهیم. چه ایرادی دارد به جای زیرپایی کشیدن، دست هم را بگیریم و بالا بکشیم؟

چه ایرادی دارد هشت و ده و دوازده‌های دیگران را هیجده و نوزده و بیست کنیم؟

مگر در جامعه‌ای که حال آدم‌هایش بد باشد، حال ما خوش می‌شود؟ جامعه‌ای خوش و خوشحال است که حالِ همه خوش باشد.

باید باور کنیم که حالِ آدم با خوشحالی دیگران خوب می‌شود؛ نه با بدحالی و احساس خشم و کینه در آنها.
و بخشی از این حالِ‌ خوش با دیدنِ دیگران و محبت و توجهِ مثبت و بی قید و شرط و بدون چُرتکه انداختن به دست می‌‌آید. هم ببینیم و هم به زبان آوریم. احساسِ دیده شدن، حال آدم را زیر و رو می‌کند.

جالب است بدانید که حتی بخش زیادی از آنها که قصد خودکشی دارند، در درونشان جنگی از تردید برای مرگ و زندگی برپاست، که با تنها با شنیدن یک ابراز محبت صمیمانه، نیروی زندگی در آنها پیروز میشود و از تصمیشان برای مرگ بازمیگردند.

دکتر محسن زندی_روانشناس
@DrMohsenZandi
By: via مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفده − پانزده =