August 31, 2022 at 10:22PM ‘s Post

@zhuanchannel

افکارت را صاف کن

ذهن تو تقریباً‌ یک جنگل است
تمام راه‌ها گم شده‌اند. نمی‌دانی چه اتفاقی می‌افتد. متوقف هم نمی‌توانی بشوی، زیرا توقف تو را می‌ترساند.
همه مشغول کاری هستند، ‌هرکسی به چیزی رسیده است و به جاه‌طلبی‌هایش دست یافته، پس تو چطور متوقف شوی؟!

باید ادامه بدهی و باید با سرعت بسیار زیاد حرکت کنی و با ذوق و شوق فراوان
و نمی‌دانی که کجا می‌روی و هدف چیست.
در زندگی واقعاً‌ می‌خواهی به چه چیز برسی؟ پول؟ و حتی اگر به پول زیاد برسی با آن چه خواهی کرد؟

البته وقتی که پول داری می‌توانی رنج بیشتری خریداری کنی؛ این کاریست که خواهی کرد. همان چیزهایی را خواهی خرید که اکنون خریده‌ای.
البته به مقدار بسیار بیشتری خواهی خرید، فقط همین!

در خانه‌ی بزرگتری زندگی خواهی کرد
ولی تو در آن خانه زندگی خواهی کرد؛ آن خانه زندگی نمی‌کند.
اگر در یک خانه‌ی کوچک ،تشویش داری، در یک خانه‌ی بزرگتر تشویش بیشتری خواهی داشت
زیرا فضای بیشتری داری تا در آن تشویش داشته باشی.

اگر جاهل باشی، اگر کاملاً نسبت به خودت جهل داشته باشی، پول چگونه کمک خواهد کرد؟
مشهور بودن چه کمکی خواهد کرد؟

شاید در تمام دنیا شهرت پیدا کنی، ‌ولی این چیزی را تغییر نخواهد داد. تاریکی درون تو همچنان باقی خواهد ماند؛ شاید حتی تاریکتر شود.

نخستین چیزی که بودا می‌گوید:

مرشد افکار پراکنده‌اش را هدایت می‌کند!
او اجازه نخواهد داد تا افکارش در مسیرهای متضاد حرکت کنند.
اجازه نخواهد داد یک فکر توسط فکر دیگر نابود شود. او اجازه نخواهد داد تا افکار او را هدایت کنند.

کارگردان اوست.
او بر افکارش چیره است و از آنها بعنوان ابزار و وسیله استفاده می‌کند.

و آنگاه به‌ یقین به حالت ارضا و رضایت می‌رسد زیرا می‌داند به‌کجا می‌رود و می‌داند که چه می‌کند.

در هرگام از سفرش او کاملاً‌ از موقعیت خودش آگاهی دارد و احساسی از جهت‌یابی در او هست.
او همزمان در جهت‌های مختلف نمی‌دود، مسیر او مشخص است.

طبیعیست که یکپارچه می‌شود و قدرت عظیمی در خود دارد. او بدون اینکه به هیچ قدرت سیاسی دست پیدا کند، یک قدرت بزرگ می‌گردد.

قدرت او از وجود خودش برخاسته است. مال خودش است.
هیچکس نمی‌تواند آن را از او بگیرد؛ او به کسی متکی نیست. حتی مرگ نیز نمی‌تواند قدرتش را از او بگیرد؛ حتی مرگ نیز در برابر او ناتوان است.

ولی مردم در وضعیت بسیار جنون‌آمیزی زندگی می‌کنند.
این موقعیتی ناسالم است
مردم ناراحت می‌شوند وقتی می‌گویم که تمام بشریت دیوانه است، ولی من چه کنم؟ چنین هست.

واقعیت باید بیان شود، هرچقدر هم که دردناک باشد. من نیز درد آن را می‌کشم، برای بشریت متاسف هستم؛ ولی این باید گفته شود:‌ که تمام بشریت دچار جنون است.

کسانی که آنها را انسان‌های نرمال می‌خوانید ابداً‌ نرمال نیستند. البته آنها بطور نرمال دیوانه هستند: دیوانگی آنان تقریباً مشابه همدیگر است، بنابراین می‌توان آن را “نرمال” خواند! ولی آنان طبیعی یا نرمال نیستند، آنها اصل و اصیل نیستند

آنان معیار سلامت نیستند.
تمام زمین یک تیمارستان بزرگ شده

#باگوان_راجنیش
By: via مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

10 − دو =