@zhuanchannel
۵ یا ۶ سالم بود .یادمه مامانم یه دامن پفی توری صورتی برام خریده بود .منم از ذوق زیاد زود پوشیدمش و رفتم نشستم دم در خونه که هر کی رد میشه دامنمو ببینه . یه دفعه دیدم یه خانوم چ داره میاد سمتم فکر میکردم میخواد بهم بگه چه دامن قشنگی داری چقدر خوشگل شدی …ولی با اخم بهم گفت دختر نباید دامن بپوشه بیاد تو کوچه برو خونتون

اشک تو چشام جمع شده بود هیچ وقت اون روز رو فراموش نکردم تا اینکه حدودا ۱۵ سالم بود که رفته بودیم اصفهان و باز هم یه خانمی اومد و با عصبانیت شدید بهم گفت گیست از پشت روسری پیداس همونجا بابام بهش گفت به شما هیچ ربطی نداره حق نداری به دختر من چیزی بگی

اون روز کیف کردم از برخورد بابام از اینکه مثل کوه پشتم بود
ما از بچگی تا الان تو این مملکت تحقیر شدیم زخم خوردیم جای زخمامون
خوب نمیشه .نمک نپاشید
ما دیگه از این وضع خسته ایم
#solmazjahangir

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ده + هفت =