November 6, 2022 at 08:00PM ‘s Post

برای آن‌که جامعه‌ای به غبار رود و به مردگی تن دهد، شادی را از مردمش بگیر.

«چو شادی بکاهد، بکاهد روان
خِرَدْ گردد اندر میان ناتوان»

آنچه فردوسی هزار سال پیش گفته اکنون تمام شاخه‌های پزشکی تاییدش می‌کنند.

اندوه موجب کاهش ترشح هورمون سرتونین و دوپامین می‌شود و کمبود این دو هورمون از عوامل مهم بی‌انگیزگی و زیستن به مدارِ« این نیز بگذرد» است.
فرد بی‌انگیزه، جان می‌دهد برای آنکه هر بلایی سرش بیاوری. پژوهشِ روان‌شناسی می‌گوید: اندوه همه چیز را کُند می‌کند، نیروی حیات را می‌کاهد و تحلیل قوا می‌آورد.افرادی که شادمان هستند از بهداشت روانی برخوردارند و افرادی که شادمان نیستند مشکلی در بهداشت روانی خود دارند.

اما فرهنگ ما پر از بهانه‌های شادی است.
برای شاد بودن نیاز نیست هزینه‌های هنگفتی صرف کرد و کافیست بگذاری مردم خاطرات خوب خود را به یاد بیاورند، دور هم جمع شوند و برقصند و بخندند.

ایمونولوژی( علم ایمنی‌شناسی) ثابت کرده است، قدرت و توانایی سیستم أعصاب مرکزی و سیستم ایمنی بدن در ارتباط مستقیم با ترشح هورمون‌های شادی است.

جامعه‌شناسی مدرن می‌گوید: بروز شادی به صورت رفتارهای اجتماعی عامل کم‌هزینه‌ای در بالا بردن کیفیت زندگی در جامعه و إحساس وفاق و همدلی دارد. برای سلامت جامعه ساختارها و نهادهای رسمی باید «شادی» را به عنوان یک حق برای مردم به رسمیت بشناسند و در گسترش آن بکوشند تا کل جامعه از مواهب شادی بهره‌مند گردد.

بعضی می‌گویند شادی مبتذل است. اما من در طول زندگی، ابتذال بسیاری در مردمانِ اندوه‌پندار و اندوه‌دوست دیدم.
از نظر من، ابتذال به شادی و اندوه ربطی ندارد، مرکز ابتذال هم، مانند شادی و اندوه در معنا و مغزِ هر چیزی است.

هرگز مسیر شادی و نشاط همدیگر را سد نکنیم و نگذاریم هیچ‌کس این حق را از ما دریغ کند.

زهرا عبدی
By: via مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 − یک =