November 15, 2022 at 08:20PM ‘s Post

@zhuanchannel

مردم ایران ۶۰ روز در اتحاد سربلند بودند

دوران جنگ، اخبار گوش کردن یکی از رسم‌های هرشبه‌ی خانواده‌ها بود.
مجری اخبار، با صدایی در گلو انداخته، اخبار عملیات و حمله و دفاع را می‌گفت و بعد با همان لحن اعلام می‌کرد تقریبا چند نفر شهید شده‌اند… و بعد کویتی‌پور یا آهنگران می‌خواند شاید برای اینکه زهر قضیه را بگیرد!

و هر شب، ما می‌دیدیم که مادرم، مادربزرگم بغض می‌کنند، روی زانو می‌زنند و زیر لب زمزمه می‌کنند: وای و امان از جوانی‌شون، از دل مادراشون، خواهراشون، همسراشون!

برای ما عجیب بود. مادر و مادربزرگم هیچ شناخت و حتی تصویری از آن جوان‌ها، از آن زن‌ها، آن مادرها نداشتند، اما می‌توانستتند برای غم زنی ناشناس، در جایی دیگر بغض کنند و بگریند.

کرونا که آمد، خبرها می‌گفت امروز پانصد و پنج نفر…، امروز سیصدوسی‌ نفر…، امروز چهارصد‌وچهل‌ودو نفر… و ما روزهایی را تجربه می‌کردیم که پانصد و پنج بار، سیصد و چند بار، چهارصد و چند بار، قلبمان ترک می‌خورد و اشک می‌ریختیم برای تنهاییِ تک‌نفری که از خانواده‌ی چهارنفره باقی مانده، برای مادری که بچه‌اش را زیر چند متر آهک و بتن خاک کرده، برای بچه‌ای که پدرش رفته…

زلزله‌ی بم، سیل فارس و لرستان و گلستان، هشتادوهشت، نودو شش، نودوهشت، هواپیما، کشتی، پلاسکو…

همه اینها به ما یاد داد غم هم را در غیاب هم بخوریم. به ما یاد داد قلبمان برای هم بتپد، برای هم بخراشد.
ما بی‌که هم را بشناسیم، دل‌مان را گذاشتیم کنار دل تفتیده‌ی دیگری و با غمش اشک ریختیم و با شادی‌اش خندیدیم.

"اتحاد" چیزی جز نزدیک شدن قلب‌ها به هم نیست، ما سال‌هاست که داریم این اتحاد را مشق می‌کنیم.

در آزمون اتحاد این روزها، سرمان بالاست، ما تخصصش را داریم.

سودابه فرضی پور
By: via مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

20 − سیزده =