November 23, 2022 at 06:18PM ‘s Post

شَرخر هم یک حرمتی برای کارش قائل است. زیرِ پنجاه شصت تومن خط روی صورت کسی نمیندازد.

کاش حداقل فیش‌حقوقی آبان‌ماهت را منتشر کنی ببینیم هر ساچمه‌ای که توی تنِ فلان دخترِ دبیرستانیِ شانزده‌ساله عفونت کرده چند افتاده برات؟

هر باتوم که توی سر کسی زده‌ای و توی کُماست را چند حساب کرده‌اند پات؟ هر مادری که شب جلوی اوین پتو دور خودش پیچیده و منتظر خبری از بچه‌اش است را چند فروخته‌ای؟

بابت هر پلّه‌ای که پدری همه‌ی شهر را، همه‌ی بازداشتگاه‌ها و دادسراها و بیمارستانها را دنبال نشانی از پسرش بالاپایین کرده و شب خسته و پسرنیافته به خانه برگشته چقدر انداخته‌اند جلوت؟

آن لحظه‌ای که در پزشکی قانونی، کشوی مجهول‌الهویه‌ها را باز کرده‌اند و برادری برادرش را شناخته چند؟… حداقل برو خِفت‌گیر شو که پولش بیَرزد به نانی که موقع شام بچه‌ات میخورد و رویش نمیشود بپرسد "بابا چرا این روزها هرچه میخوریم تهش مزه‌ی خون میدهد؟"…

"مامورِ معذور" افسانه‌ایست که شارلاتان‌ترین‌ آدمها نوشته‌اند و بی‌وجدان‌ترین آدمها باورش کرده‌اند. مأمورِ معذور را ساخته‌اند تا قسمت چرک ماجرا را گردن تو بیندازند تا یقه‌ی آخوندی یا دیپلماتِ خودشان سفید بماند.

مامورِ معذور نداریم. فقط دو جور مامور داریم: مامور باشرف و مامور بیشرف.

ناشناس
By: via مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 × 1 =