خیلی اخبار را هم سرسری ازشان عبور میکنیم. اغلب فقط تیترش را میخوانیم بیتعارف. مثل این خبرِ سایتِ خبرآنلاین که چندروزپیش به چشمم خورد. آنموقع فکرش را هم نمیکردم انقدر زود گذرِ پوستِ خودم به این دباغخانه بیفتد (اساسا آدمیزاد همیشه فکر میکند “احتمالا برای من اتفاق نمیفتد!”)… ولی افتاد…

دیروز غروبی حال مامان بد شد و رفتیم درمانگاه. دکتر ‌نسخه نوشت. هفت‌تا داروخانه را سر زدم تا پیدا کنم. خیرسرشان دوتایشان جزو داروخانه‌های شبانه‌روزی و معتبر بودند. خلاصه هفتمی همه را داشت. یکیش آمپول سفتریاکسون بود که باید داخل سِرُم تزریق شود. داروخانه‌چی گفت چون سِرُم کمیاب شده یکی بیشتر نمیتواند بدهد. نهایتا با اصرار، دوتا از چهارتایی که لازم داشتم را داخل پلاستیکِ تیره گذاشت و یواشکی از کنار دیوار داد دستم! عرق از ساقیِ پارک میگرفتم انقدر استرس نداشت…

خلاصه که شاید بهتر باشد از خبرها راحت رد نشویم. ممکن است کاری از دستمان برنیاید، ولی حداقل از نظر روانی آماده میشویم! آماده‌ی این‌که فقط اندازه‌ی یک بیماریِ ساده تا تیترِ “کمیاب شدنِ چندصد قلم دارو در کشور و سرگردانی بیماران در شهر” فاصله داریم…

@RadioLoo حمید باقرلو

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 × سه =