December 28, 2022 at 10:23PM ‘s Post

@zhuanchannel
اینترنت ملی و گرمابه عمومی!

در اوایل دهه شصت کودکی حدودا ده ساله بودم. کمبود سوخت در کردستان بیداد می کرد و مثلا نفت کافی برای گرم کردن آب گرمکن های خانگی وجود نداشت.
این امر باعث شده بود که حمام های خانگی عملا از حیز انتفاع بیفتند و بازار حمام های عمومی گرم شود.
مشکل این بود که حمام های عمومی هم خیلی شلوغ می شدند و برای نوبت گرفتن می بایست قبل از طلوع آفتاب و بعضی وقت ها در ساعات اولیه بامداد در آنها به صف ایستاد.
چنین بود که حمام رفتن برای بچه های آن زمان به تکلیفی شاق تبدیل شده بود.
دو سه سال بعد در اواسط همان دهه ی کذایی مشکل سوخت برطرف شده بود، اما مشکل دیگری برای ما بوجود آمده بود.

قضیه این بود که منزل ما از مرکز شهر به محله ای تازه نقل مکان کرده که خیابان اصلی آن حدود ده متر از جای قبلی بلندتر بود.
آبی که از شاه لوله اصلی به آن محل می رسید، جز در ساعات ابتدایی بامداد، فشار کافی نداشت و این باعث شده بود که حمام رفتن دوباره به  کابوس بچه ها و زدن از خواب نوشین صبحگاهی تبدیل شود.

حمام نزدیک شده بود، اما زمان آن همان بود!
البته بعدا از طرف جمعی از مردان محل کاشف بعمل آمد که گرمابه ای تازه ساخت در آن محل، با ساخت و پاخت با مسئولان، لوله ای پرفشار از شاه لوله کش رفته و کار و بار خود را سکه انداخته است.
با کشف این خطا وضع تا حدی بهبود یافت و باقی قضایا…

اکنون اینترنت شهر ما، مانند حمام رفتن نیمه اول دهه شصت شده است.
کلەی سحر، شیر اینترنت باز می شود و سرعت اندکی بهبود و مثلا می توان تصاویر را باز کرد و حتی ویس فرستاد و …

اما اندکی بعد وضع به منوال سابق باز می گردد. دوباره کندی سرعت، قطع و وصل های بی امان و متن های بی تصویر و فایل های بدون صدا و در نهایت عطای آن را به لقایش بخشیدن!
این حال و روز این روزهای ما در دهکده جهانی است.

در دنیا نسل های سوم و چهارم و …اینترنت با سرعت های نجومی از راه رسیده، ولی ما تازه به عهد گاری و درشکه باز گشته ایم.
البته بازگشت به عصر پیشاماشین همیشه به صورت فانتزی نیست و از این جهت هنوز جای شکرش باقیست.

در سال 1991، با فروپاشی شوروی، یک شبه کوبا به قرن نوزده بازگشت!
قضیه این بود که کوبا یک سره وابسته به جریان نفت " مفت " شوروی بود.
مسکو به بهانه همبستگی سوسیالیستی نیشکر را با قیمت چند برابر جهانی از هاوانا می خرید و در مقابل با یارانه های سخاوتمندانه نفت به آن می فروخت.

نفت رایگان روسی که قطع شد، تمام پمپ بنزین ها و کارخانجات و پالایشگاه ها خوابید و اتومبیل ها از خیابان ها رخت بربستند.

در طرفة العینی خیابان های هاوانا از اسب و درشکه و گاری پر شد.
فیدل کاسترو آنزمان گفت: این بهای ایستادگی بر سر سوسیالیسم است و ما حاضریم برای صیانت از اصولمان هر بهایی را بدهیم!

جالب این است که کسی نپرسید وقتی هدف ساختن بهشت روی زمین است، چرا باید از راه دوزخ وارد شد!
مخلص کلام اینکه اینترنت این روزها حسابی خاطره استحمام در دهه شصت را تداعی می کند!
#صلاح_الدین_خدیو
By: via مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × چهار =