@zhuanchannel
یه رفیقی داشتم باباش خیلی آدم خوبی بود ، به قول ما ترک ها “ال دار” بود ، مغازه عمده فروشی داشت . به خیلی از فروشنده های دهات نسیه می داد ، میگفت هر وقت تونستی بیار تسویه کن
صندوق قرض الحسنه داشت با اقساط نامنظم ، یعنی هر وقت داشتی بیار بده.
فوت که شد ، رفیقم نشست به جاش ، مثل باباش دل گنده نبود ، شروع کرد به تسویه حساب های دفتری ، نسیه نمی داد مگه حساب قبلی صاف بشه و از این داستانها

میگفت هر مشتری که می اومد و شرایط جدید رو میدید ، هفت هشت بار میگفت خدا حاجی رو بیامرزه.میگفت دیگه این “خدا حاجی رو بیامرزه” برام شده بود معما ، میگفت بعدها فهمیدم این تکرار “خدا حاجی رو بیامرزه” یه طعنه به این بود که من اندازه آقام خوب نبودم

ترکی یه مثل داریم که میگه :
“قوربان کسرم او پیسه کی گده یرینه یاخچی سی گله ” ( قربان بروم آن ” بد ” را که برود و جایش” خوب ” بیاید )
یه اصطلاحه ، زمانی به کار میره که بعد از هر تغییری حسرت روزهای قبل را بخورند.

گفتند: حاکم جدید آمده
پرسید : دهان داره
گفتند : اره
گفت : پس برای خوردن آمده

ایشالا یه روز خوب میاد
@mortezaebad

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 5 =