January 7, 2023 at 10:22PM ‘s Post

@zhuanchannel
هیچ وقت در یک جنگل مرطوب بعد از کندن زمین و کنار زدن خاک، چشمتان به سفیدی تن اسکلتی که سال‌ها پیش از شما به آنجا آمده و دیگر به خانه برنگشته افتاده؟ زنده‌ها معمولاً بعد از روبرو شدن با اسکلت هم نوعانشان، جیغی هراسان می‌کشند و سعی می‌کنند از آن جمجمه‌ی پوسیده و حفره‌های خالی چشم و بینی و استخوا‌ن‌های نازک دست و دنده دور شوند. بیشتر مردم از جنازه‌ها می‌ترسند و آن  موجودِ بی‌نبضِ ساکن را شوم و آسیب‌رسان می‌دانند.

مسخره است که این اسکلت‌های بدشکل و نحیفی که می‌توانند هر فیلم ترسناکی را بزک کنند، سال‌ها درون ما زندگی کرده‌اند. ما با همان استخوان‌ها به مدرسه و مهمانی رفتیم و مست و دیوانه رقصیدیم و در خیابان‌های آشنا و سواحلِ دور قدم زدیم و استخوان‌های مخفی دیگران را در آغوش گرفتیم.
آن جنازه‌های سرد و ساکت، خود ماییم که فقط اعضای تن‌شان دست از کار کردن کشیده و دیگر قرار نیست روزهای بعد را زندگی کنند.

آن زباله‌های گندیده درون سطل که ساعت‌ها از جمع کردنشان گذشته، ته مانده همان خوراکی‌هایی هستند که چند روز قبل برای تک تک‌شان پول داده و با اشتیاق به خانه آورده بودیم. آن ظرف غذای کپک زده‌ی بدبو، روزی خوراکِ مطبوع خانواده ای بوده. آن گندزارِ متعفنِ درون فاضلاب، از جسم ما زنده‌های آراسته بیرون ریخته.

تمام زشتی‌های نفرت‌بار و هولناکِ دنیا زمانی تازه و خوشایند و خواستنی بوده‌اند. کافی است اندکی زمان بگذرد و لایه‌های زیبای حیات کنار روند تا بفهمیم هر آنچه روزی به چشم‌مان عادی و دلپذیر و طبیعی بود، قادر است تبدیل به چه پلیدیِ سهمناکی شود

#آنالی_اکبری
By: via مجله هنرى ژوان

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − 6 =