@zhuanchannel
حالا که نه هوایی داریم برای نفس کشیدن، نه نان و آب قابل اتکایی داریم برای خوردن و نوشیدن و نه ثروتی برای لذت بردن،
حالا که طعم شدیدترین تورم و سقوط قرن را چشیدیم و بر بالین آرزوهایی برباد رفته خوابیدیم و در پرتگاه بلاتکلیفی و استیصالی فرساینده بیدار شدیم،
حالا که چیزی فراتر از غمگینیم و اینقدر غیرعادی و با حسرت، سوختن اهداف و آرزوهامان را به نظاره نشسته‌ایم؛
چه چیزی رنجِ اینگونه زیستن را کم می‌کند و کدامین مصیبت و فقدان تمایل به عادی‌ شدن دارد؟! به کدامین شرایط اسف‌باری نباید عادت کرد؟
اصلا چیزی برای فراموش کردن وجود دارد؟
آدمی که عضو حیاتی جسم عزیزش را از دست داده، چیزی را فراموش می‌کند؟

#نرگس_صرافیان_طوفان‌

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 4 =